maximality

[ایالات متحده]/ˌmæksɪˈmælɪti/
[بریتانیا]/ˌmæksəˈmælɪti/

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط حداکثری

عبارات و ترکیب‌ها

maximality principle

اصل حداکثر

maximality condition

شرایط حداکثر

maximality property

خاصیت حداکثر

maximality concept

مفهوم حداکثر

maximality assumption

فرضیه حداکثر

maximality theorem

قضیه حداکثر

maximality test

آزمون حداکثر

maximality analysis

تجزیه و تحلیل حداکثر

maximality framework

چارچوب حداکثر

maximality model

مدل حداکثر

جملات نمونه

maximality is often a goal in optimization problems.

اوج‌گیری اغلب یک هدف در مسائل بهینه‌سازی است.

the concept of maximality can be applied in various fields.

می‌توان مفهوم اوج‌گیری را در زمینه‌های مختلف به کار برد.

understanding maximality helps in decision-making processes.

درک اوج‌گیری به فرآیندهای تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

in mathematics, maximality refers to the largest element in a set.

در ریاضیات، اوج‌گیری به بزرگترین عنصر در یک مجموعه اشاره دارد.

the principle of maximality is crucial in game theory.

اصل اوج‌گیری در نظریه بازی‌ها بسیار مهم است.

maximality can influence the outcomes of negotiations.

اوج‌گیری می‌تواند بر نتایج مذاکرات تأثیر بگذارد.

researchers are studying the implications of maximality in economics.

محققان در حال بررسی پیامدهای اوج‌گیری در اقتصاد هستند.

maximality is essential for achieving optimal results.

اوج‌گیری برای دستیابی به نتایج بهینه ضروری است.

the theory of maximality provides a framework for analysis.

نظریه اوج‌گیری چارچوبی برای تجزیه و تحلیل ارائه می‌دهد.

in philosophy, maximality can relate to the completeness of arguments.

در فلسفه، اوج‌گیری می‌تواند به جامعیت استدلال‌ها مربوط شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید