maximized

[ایالات متحده]/ˈmæksɪmaɪzd/
[بریتانیا]/ˈmæksɪˌmaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از maximize; برای بهره‌برداری حداکثری از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

maximized efficiency

بهره‌وری حداکثر

maximized profits

سود حداکثر

maximized output

تولید حداکثر

maximized potential

ظرفیت حداکثر

maximized performance

عملکرد حداکثر

maximized impact

تاثیر حداکثر

maximized resources

منابع حداکثر

maximized results

نتایج حداکثر

maximized value

ارزش حداکثر

maximized growth

رشد حداکثر

جملات نمونه

the company maximized its profits this quarter.

شرکت توانست سود خود را در این فصل به حداکثر برساند.

we need to maximize our resources for the project.

ما باید منابع خود را برای پروژه به حداکثر برسانیم.

they have maximized their efficiency through new technology.

آنها با استفاده از فناوری جدید، کارایی خود را به حداکثر رسانده اند.

her efforts were maximized during the campaign.

تلاش‌های او در طول کمپین به حداکثر رسید.

he maximized his chances of winning the competition.

او شانس خود را برای برنده شدن در مسابقه به حداکثر رساند.

the team maximized their potential with hard work.

تیم با تلاش زیاد، پتانسیل خود را به حداکثر رساند.

to succeed, we must maximize our impact.

برای موفقیت، ما باید تأثیر خود را به حداکثر برسانیم.

she maximized her learning by studying every day.

او با مطالعه روزانه، یادگیری خود را به حداکثر رساند.

they aim to maximize the benefits of the new policy.

آنها قصد دارند از مزایای سیاست جدید به حداکثر برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید