meeker

[ایالات متحده]/miːk/
[بریتانیا]/miːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ملایم و به راحتی تحت تأثیر قرار می‌گیرد، مطیع یا سازگار؛ مقایسه‌ای: ملایم‌تر، عالی‌ترین: ملایم‌ترین.

عبارات و ترکیب‌ها

gentle and meek

مهربان و متواضع

meek and humble

متواضع و فروتن

meek and mild

متواضع و ملایم

جملات نمونه

the meek compliance of our domestic politicians.

مطابعت متواضعانه سیاستمداران داخلی ما.

He expects his wife to be meek and submissive.

او انتظار دارد که همسرش مطیع و رام باشد.

She won’t object—she’s so meek and mild.

او اعتراض نخواهد کرد - او آنقدر مهربان و ملایم است.

I used to call her Miss Mouse because she was so meek and mild.

من او را خانم موش صدا می‌کردم چون او آنقدر مهربان و ملایم بود.

Her favorite Beatitude is “Blessed are the meek for they shall inherit the earth”.

علاقه او به موعود

She was known for her meek demeanor.

او به خاطر رفتار آرام و متواضعش شناخته می‌شد.

He spoke in a meek voice, barely audible.

او با صدایی آرام و تقریباً نامفهوم صحبت کرد.

The meek student never raised his hand in class.

دانشجوی مهربان هرگز در کلاس دست بلند نکرد.

Despite his meek appearance, he was a fierce competitor.

با وجود ظاهر آرامش، او یک رقیب سرسخت بود.

She approached the situation with a meek attitude.

او با رفتاری آرام و متواضع با این وضعیت برخورد کرد.

The meek kitten hid under the bed.

گربه кот آرام زیر تخت پنهان شد.

He was meek in the face of criticism.

او در برابر انتقادها آرام و متواضع بود.

The meek employee always followed orders without question.

کارمند آرام همیشه بدون سوال دستورات را دنبال می‌کرد.

Her meek personality made her an easy target for bullies.

شخصیت آرام او باعث می‌شد که هدف آسانی برای زورگویی‌ها باشد.

The meek apology was quickly accepted.

عذرخواهی آرام به سرعت پذیرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید