messers

[ایالات متحده]/ˈmɛsə/
[بریتانیا]/ˈmɛsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه مسر

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen messer

چاقوی آشپزخانه

chef's messer

چاقوی سرآشپز

paring messer

چاقوی پوسته‌گیری

utility messer

چاقوی کاربردی

carving messer

چاقوی برش

boning messer

چاقوی استخوان‌گیری

serrated messer

چاقوی دنده‌دار

bread messer

چاقوی نان

filet messer

چاقوی ماهیگیری

tactical messer

چاقوی تاکتیکی

جملات نمونه

he used a sharp messer to cut the vegetables.

او از یک چاقوی تیز به نام 'مِسر' برای خرد کردن سبزیجات استفاده کرد.

the messer is an essential tool in the kitchen.

مِسر یک ابزار ضروری در آشپزخانه است.

she prefers using a messer instead of a fork.

او ترجیح می دهد به جای چنگال از یک مِسر استفاده کند.

make sure the messer is clean before using it.

مطمئن شوید که قبل از استفاده مِسر تمیز باشد.

he sharpened the messer for better performance.

او برای عملکرد بهتر، مِسر را تیز کرد.

the messer can be used for various tasks.

می توان از مِسر برای انجام کارهای مختلف استفاده کرد.

she carefully placed the messer on the cutting board.

او با دقت مِسر را روی تخته برش قرار داد.

a good messer makes cooking much easier.

یک مِسر خوب آشپزی را بسیار آسان تر می کند.

the chef demonstrated how to use a messer properly.

سرآشپز نحوه استفاده صحیح از مِسر را نشان داد.

always handle the messer with care to avoid accidents.

همیشه با احتیاط از مِسر استفاده کنید تا از حوادث جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید