misdo

[ایالات متحده]/mɪsˈduː/
[بریتانیا]/mɪsˈdu/

ترجمه

vi. مرتکب یک اشتباه شدن
vt. اشتباه کردن؛ بد عمل کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmisdoes
زمان گذشتهmisdid
قسمت سوم فعلmisdone
صفت یا فعل حال استمراریmisdoing

عبارات و ترکیب‌ها

misdo no harm

آسیب نرسان

misdo a task

یک کار انجام بده

misdo your duty

وظیفه ات را انجام بده

misdo the work

کار را انجام بده

misdo a favor

یک لطف انجام بده

misdo the right

حق را انجام بده

misdo the plan

برنامه را انجام بده

misdo the job

کار را انجام بده

misdo an action

یک عمل انجام بده

misdo a decision

تصمیم بگیر

جملات نمونه

he tends to misdo things when he is in a hurry.

او معمولاً وقتی عجله دارد، کارها را به درستی انجام نمی‌دهد.

it's easy to misdo a recipe if you don't follow the instructions.

اگر دستورالعمل ها را دنبال نکنید، به راحتی می توان یک دستور غذا را خراب کرد.

she misdo her calculations and ended up with the wrong answer.

او محاسبات خود را اشتباه انجام داد و به پاسخ اشتباه رسید.

when under pressure, we often misdo our tasks.

تحت فشار، اغلب وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهیم.

he didn’t mean to misdo the project; it was an honest mistake.

او قصد نداشت پروژه را خراب کند؛ یک اشتباه صادقانه بود.

to misdo your work can lead to serious consequences.

انجام ناقص کارتان می تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was upset after she misdo her presentation.

او بعد از خراب کردن ارائه خود ناراحت بود.

it’s important to double-check to avoid misdoing your tasks.

برای جلوگیری از خراب کردن وظایف خود، مهم است که دوباره بررسی کنید.

he often misdo his homework, which affects his grades.

او اغلب تکالیف خود را خراب می‌کند که بر نمراتش تأثیر می‌گذارد.

misdo your duties can affect the whole team.

انجام ناقص وظایف شما می تواند بر کل تیم تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید