misdo no harm
آسیب نرسان
misdo a task
یک کار انجام بده
misdo your duty
وظیفه ات را انجام بده
misdo the work
کار را انجام بده
misdo a favor
یک لطف انجام بده
misdo the right
حق را انجام بده
misdo the plan
برنامه را انجام بده
misdo the job
کار را انجام بده
misdo an action
یک عمل انجام بده
misdo a decision
تصمیم بگیر
he tends to misdo things when he is in a hurry.
او معمولاً وقتی عجله دارد، کارها را به درستی انجام نمیدهد.
it's easy to misdo a recipe if you don't follow the instructions.
اگر دستورالعمل ها را دنبال نکنید، به راحتی می توان یک دستور غذا را خراب کرد.
she misdo her calculations and ended up with the wrong answer.
او محاسبات خود را اشتباه انجام داد و به پاسخ اشتباه رسید.
when under pressure, we often misdo our tasks.
تحت فشار، اغلب وظایف خود را به درستی انجام نمیدهیم.
he didn’t mean to misdo the project; it was an honest mistake.
او قصد نداشت پروژه را خراب کند؛ یک اشتباه صادقانه بود.
to misdo your work can lead to serious consequences.
انجام ناقص کارتان می تواند منجر به عواقب جدی شود.
she was upset after she misdo her presentation.
او بعد از خراب کردن ارائه خود ناراحت بود.
it’s important to double-check to avoid misdoing your tasks.
برای جلوگیری از خراب کردن وظایف خود، مهم است که دوباره بررسی کنید.
he often misdo his homework, which affects his grades.
او اغلب تکالیف خود را خراب میکند که بر نمراتش تأثیر میگذارد.
misdo your duties can affect the whole team.
انجام ناقص وظایف شما می تواند بر کل تیم تأثیر بگذارد.
misdo no harm
آسیب نرسان
misdo a task
یک کار انجام بده
misdo your duty
وظیفه ات را انجام بده
misdo the work
کار را انجام بده
misdo a favor
یک لطف انجام بده
misdo the right
حق را انجام بده
misdo the plan
برنامه را انجام بده
misdo the job
کار را انجام بده
misdo an action
یک عمل انجام بده
misdo a decision
تصمیم بگیر
he tends to misdo things when he is in a hurry.
او معمولاً وقتی عجله دارد، کارها را به درستی انجام نمیدهد.
it's easy to misdo a recipe if you don't follow the instructions.
اگر دستورالعمل ها را دنبال نکنید، به راحتی می توان یک دستور غذا را خراب کرد.
she misdo her calculations and ended up with the wrong answer.
او محاسبات خود را اشتباه انجام داد و به پاسخ اشتباه رسید.
when under pressure, we often misdo our tasks.
تحت فشار، اغلب وظایف خود را به درستی انجام نمیدهیم.
he didn’t mean to misdo the project; it was an honest mistake.
او قصد نداشت پروژه را خراب کند؛ یک اشتباه صادقانه بود.
to misdo your work can lead to serious consequences.
انجام ناقص کارتان می تواند منجر به عواقب جدی شود.
she was upset after she misdo her presentation.
او بعد از خراب کردن ارائه خود ناراحت بود.
it’s important to double-check to avoid misdoing your tasks.
برای جلوگیری از خراب کردن وظایف خود، مهم است که دوباره بررسی کنید.
he often misdo his homework, which affects his grades.
او اغلب تکالیف خود را خراب میکند که بر نمراتش تأثیر میگذارد.
misdo your duties can affect the whole team.
انجام ناقص وظایف شما می تواند بر کل تیم تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید