misdid

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈdɪd/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈdɪd/

ترجمه

vpast نادرست انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

misdid mistake

اشتباه دید

misdid task

وظیفه دید

misdid action

عملکرد دید

misdid decision

تصمیم دید

misdid calculation

محاسبه دید

misdid report

گزارش دید

misdid assessment

ارزیابی دید

misdid judgment

قضاوت دید

misdid interpretation

تفسیر دید

misdid statement

بیانیه دید

جملات نمونه

he misdid the instructions and ended up with a broken device.

او دستورالعمل‌ها را اشتباه انجام داد و در نهایت با دستگاه خراب مواجه شد.

she misdid her calculations, causing the project to be delayed.

او محاسبات خود را اشتباه انجام داد که باعث تاخیر در پروژه شد.

they misdid the presentation, which frustrated the audience.

آنها ارائه را به درستی انجام ندادند که باعث ناراحتی مخاطبان شد.

after he misdid the recipe, dinner was a disaster.

بعد از اینکه او دستور غذا را اشتباه انجام داد، شام یک فاجعه بود.

the team misdid the strategy and lost the game.

تیم استراتژی را به درستی انجام نداد و بازی را باخت.

she misdid her makeup, which made her look different.

او آرایش خود را به درستی انجام نداد که باعث شد ظاهری متفاوت داشته باشد.

he misdid the timing, resulting in a missed opportunity.

او زمان‌بندی را اشتباه انجام داد که منجر به از دست دادن فرصتی شد.

they misdid the layout of the event, leading to confusion.

آنها طرح‌ریزی رویداد را به درستی انجام ندادند که منجر به سردرگمی شد.

she misdid the order of operations in math class.

او ترتیب عملیات را در کلاس ریاضی به درستی انجام نداد.

he misdid his speech, which caused misunderstandings.

او سخنرانی خود را به درستی انجام نداد که باعث سوء تفاهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید