misrecognized

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈrekəɡnaɪzd/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈrekəɡnaɪzd/

ترجمه

v. حالت گذشته و حالت گذشته شناسایی نادرست؛ شناسایی نادرست؛ اشتباه گرفتن کسی یا چیزی را با چیز دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

misrecognized as

به اشتباه شناسایی شده به عنوان

often misrecognized

اغلب به اشتباه شناسایی می‌شود

widely misrecognized

به طور گسترده به اشتباه شناسایی می‌شود

misrecognized for

به اشتباه شناسایی شده به عنوان

commonly misrecognized

معمولاً به اشتباه شناسایی می‌شود

long misrecognized

از مدتی به اشتباه شناسایی می‌شود

frequently misrecognized

مکرراً به اشتباه شناسایی می‌شود

misrecognized hero

герой به اشتباه شناسایی شده

misrecognized poet

شاعر به اشتباه شناسایی شده

misrecognized leader

رهبر به اشتباه شناسایی شده

جملات نمونه

the security system misrecognized the authorized personnel as an intruder.

سیستم امنیتی شخصیت مجاز را به عنوان نفوذ کننده اشتباه شناسایی کرد.

the software misrecognized the user's voice due to excessive background noise.

نرم افزار به دلیل سیگنال های زمینه ای زیاد، صدای کاربر را اشتباه شناسایی کرد.

the scanner misrecognized the handwritten characters on the old document.

اسکنر حروف دست نویس روی اسناد قدیمی را اشتباه شناسایی کرد.

she felt hurt when her close friend misrecognized her intentions completely.

او احساس ناراحتی کرد وقتی دوست نزدیکش تمام نیت‌هایش را اشتباه شناسایی کرد.

the camera misrecognized the face because of the poor lighting conditions.

دوربین به دلیل شرایط روشنایی ضعیف، چهره را اشتباه شناسایی کرد.

the bank app misrecognized the fingerprint and locked the account temporarily.

اپلیکیشن بانک به اشتباه اثر انگشت را شناسایی کرد و حساب را موقتا قفل کرد.

the translation tool misrecognized the context and provided an inaccurate result.

ابزار ترجمه محتوا را اشتباه شناسایی کرد و نتیجه‌ای نادرست ارائه داد.

the teacher misrecognized the student's confusion as a lack of interest.

معلم ابهام دانش آموز را به عنوان نداشتن علاقه اشتباه شناسایی کرد.

the optical character recognition program misrecognized the faded text as gibberish.

برنامه تشخیص حروف نوری متن فاقد رنگ را به عنوان حرف‌های بی‌معنی اشتباه شناسایی کرد.

the experiment failed because the sensor misrecognized the input signal.

آزمایش با شکست مواجه شد زیرا سنسور سیگنال ورودی را اشتباه شناسایی کرد.

he misrecognized the friendly gesture as a sign of romantic interest.

او حرکت دوستانه را به عنوان نشانه علاقه عاشقانه اشتباه شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید