| قسمت سوم فعل | misstated |
| زمان گذشته | misstated |
| شکل سوم شخص مفرد | misstates |
| صفت یا فعل حال استمراری | misstating |
misstate facts
اشتباه بیان کردن حقایق
misstate information
اشتباه بیان کردن اطلاعات
misstate results
اشتباه بیان کردن نتایج
misstate findings
اشتباه بیان کردن یافتهها
misstate intentions
اشتباه بیان کردن مقاصد
misstate details
اشتباه بیان کردن جزئیات
misstate claims
اشتباه بیان کردن ادعاها
misstate evidence
اشتباه بیان کردن مدارک
misstate data
اشتباه بیان کردن دادهها
misstate positions
اشتباه بیان کردن مواضع
it is easy to misstate the facts during a heated debate.
در طول یک بحث داغ، بیان نادرست حقایق آسان است.
she did not mean to misstate her intentions.
او قصد بیان نادرست مقاصد خود را نداشت.
misstating the results can lead to serious consequences.
بیان نادرست نتایج می تواند منجر به عواقب جدی شود.
he was accused of trying to misstate the company's earnings.
او به تلاش برای بیان نادرست سود شرکت متهم شد.
it's important to verify information to avoid misstating it.
برای جلوگیری از بیان نادرست آن، تایید اطلاعات مهم است.
they may unintentionally misstate their qualifications in the interview.
آنها ممکن است به طور ناخواسته در مصاحبه، صلاحیت های خود را بیان نادرست کنند.
misstating your experience can damage your credibility.
بیان نادرست تجربه شما می تواند به اعتبار شما آسیب برساند.
he had to correct himself after he misstated the date.
او پس از بیان نادرست تاریخ مجبور به اصلاح خود شد.
misstating the rules can confuse the participants.
بیان نادرست قوانین می تواند باعث سردرگمی شرکت کنندگان شود.
be careful not to misstate your position on the issue.
مراقب باشید که موقعیت خود را در این موضوع بیان نکنید.
misstate facts
اشتباه بیان کردن حقایق
misstate information
اشتباه بیان کردن اطلاعات
misstate results
اشتباه بیان کردن نتایج
misstate findings
اشتباه بیان کردن یافتهها
misstate intentions
اشتباه بیان کردن مقاصد
misstate details
اشتباه بیان کردن جزئیات
misstate claims
اشتباه بیان کردن ادعاها
misstate evidence
اشتباه بیان کردن مدارک
misstate data
اشتباه بیان کردن دادهها
misstate positions
اشتباه بیان کردن مواضع
it is easy to misstate the facts during a heated debate.
در طول یک بحث داغ، بیان نادرست حقایق آسان است.
she did not mean to misstate her intentions.
او قصد بیان نادرست مقاصد خود را نداشت.
misstating the results can lead to serious consequences.
بیان نادرست نتایج می تواند منجر به عواقب جدی شود.
he was accused of trying to misstate the company's earnings.
او به تلاش برای بیان نادرست سود شرکت متهم شد.
it's important to verify information to avoid misstating it.
برای جلوگیری از بیان نادرست آن، تایید اطلاعات مهم است.
they may unintentionally misstate their qualifications in the interview.
آنها ممکن است به طور ناخواسته در مصاحبه، صلاحیت های خود را بیان نادرست کنند.
misstating your experience can damage your credibility.
بیان نادرست تجربه شما می تواند به اعتبار شما آسیب برساند.
he had to correct himself after he misstated the date.
او پس از بیان نادرست تاریخ مجبور به اصلاح خود شد.
misstating the rules can confuse the participants.
بیان نادرست قوانین می تواند باعث سردرگمی شرکت کنندگان شود.
be careful not to misstate your position on the issue.
مراقب باشید که موقعیت خود را در این موضوع بیان نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید