mistinesses

[ایالات متحده]/ˈmɪstɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪstɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت نامشخص یا مبهم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

mistinesses of dreams

مه‌تابی در رویاها

mistinesses in thoughts

مه‌تابی در افکار

mistinesses of morning

مه‌تابی صبحگاهی

mistinesses of memory

مه‌تابی خاطره

mistinesses of nature

مه‌تابی طبیعت

mistinesses in vision

مه‌تابی در دید

mistinesses of love

مه‌تابی عشق

mistinesses of time

مه‌تابی زمان

mistinesses of art

مه‌تابی هنر

mistinesses in perception

مه‌تابی ادراک

جملات نمونه

the mistinesses of the morning created a mystical atmosphere.

مه‌گرفتگی صبح‌گونه فضایی عرفانی ایجاد کرد.

she admired the mistinesses that enveloped the mountains.

او به مه رقیقه‌ای که کوه‌ها را در بر گرفته بود، نگاه کرد.

the artist captured the mistinesses in his painting beautifully.

هنرمند به زیبایی مه رقیقه‌ها را در نقاشی خود به تصویر کشید.

walking through the mistinesses felt like entering another world.

قدم زدن در میان مه رقیقه‌ها حس ورود به دنیای دیگری را القا می‌کرد.

the mistinesses added a layer of mystery to the landscape.

مه رقیقه‌ها لایه‌ای از رمز و راز را به منظره اضافه کرد.

we could see the mistinesses rolling in from the ocean.

ما می‌توانستیم ببینیم که مه رقیقه‌ها از اقیانوس در حال نزدیک شدن است.

the photographer loved capturing the mistinesses at dawn.

عکاس عاشق ثبت مه رقیقه‌ها در سپیده دم بود.

there was a certain charm in the mistinesses of the evening.

یک نوع جذابیت خاص در مه رقیقه‌های شب وجود داشت.

the mistinesses obscured our view of the city skyline.

مه رقیقه‌ها دید ما را از خط افق شهر پوشاند.

in the mistinesses, the world seemed to slow down.

در میان مه رقیقه‌ها، به نظر می‌رسید که دنیا کندتر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید