mistrusted

[ایالات متحده]/mɪsˈtrʌstɪd/
[بریتانیا]/mɪsˈtrʌstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مجهول mistrust

عبارات و ترکیب‌ها

mistrusted authority

منبع مورد بی‌اعتمادی

mistrusted source

منبع مورد بی‌اعتمادی

mistrusted information

اطلاعات مورد بی‌اعتمادی

mistrusted individual

شخص مورد بی‌اعتمادی

mistrusted leader

رهبر مورد بی‌اعتمادی

mistrusted figure

شخصیت مورد بی‌اعتمادی

mistrusted motives

انگیزه‌های مورد بی‌اعتمادی

mistrusted claims

ادعاهای مورد بی‌اعتمادی

mistrusted advice

توصیه‌های مورد بی‌اعتمادی

mistrusted narrative

روایتی مورد بی‌اعتمادی

جملات نمونه

she felt mistrusted by her colleagues.

همکاران به او بی‌اعتماد بودند.

he mistrusted the information provided by the source.

او اطلاعات ارائه شده توسط منبع را بی‌اعتماد می‌دانست.

they mistrusted his intentions from the beginning.

او از ابتدا به نیات او بی‌اعتماد بود.

the community mistrusted the new policies.

جامعه به سیاست‌های جدید بی‌اعتماد بود.

after the scandal, many mistrusted the organization.

پس از رسوایی، بسیاری از سازمان بی‌اعتماد بودند.

she was mistrusted due to her past mistakes.

به دلیل اشتباهات گذشته، به او بی‌اعتماد بودند.

he mistrusted anyone who spoke too highly of themselves.

او به هر کسی که بیش از حد از خود تعریف می‌کرد بی‌اعتماد بود.

many people mistrusted the politician's promises.

بسیاری از مردم به وعده‌های سیاستمدار بی‌اعتماد بودند.

she mistrusted his motives for helping her.

او به انگیزه‌های او برای کمک به او بی‌اعتماد بود.

the team mistrusted the new member's skills.

تیم به مهارت‌های عضو جدید بی‌اعتماد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید