modishly

[ایالات متحده]/ˈmɒdɪʃli/
[بریتانیا]/ˈmɒdɪʃli/

ترجمه

adv. به روش مد روز؛ با مد؛ به روشی مدرن؛ با مد؛ به روش مد روز؛ با مد؛ به روشی مدرن؛ با مد.

عبارات و ترکیب‌ها

modishly dressed

Persian_translation

modishly chic

Persian_translation

looking modishly

Persian_translation

modishly elegant

Persian_translation

modishly styled

Persian_translation

dressed modishly

Persian_translation

she dresses modishly

Persian_translation

he modishly wears

Persian_translation

modishly arranged

Persian_translation

quite modishly

Persian_translation

جملات نمونه

she dressed modishly for the gala, pairing a sequined gown with delicate heels.

او به شیوه‌ای مدرن و شیک برای گالا لباس پوشیده بود و یک لباس شب درخشان را با کفش‌های ظریف ست کرده بود.

the young designer presented a collection of modishly cut suits.

طراح جوان مجموعه‌ای از لباس‌های مردانه با برش‌های مدرن و شیک ارائه کرد.

he modishly accessorized his suit with a patterned tie and pocket square.

او کت و شلوارش را به شیوه‌ای مدرن و شیک با یک کراوات طرح‌دار و مربع جیبی تزئین کرد.

the boutique offered a range of modishly designed handbags.

فروشگاه کیف‌های دستی با طراحی مدرن و شیک ارائه می‌داد.

the cafe’s interior was decorated modishly with vintage furniture and neon lights.

فضای داخلی کافه به شیوه‌ای مدرن و شیک با مبلمان عتیقه و نورهای نئون تزئین شده بود.

they renovated their apartment modishly, incorporating sleek, modern elements.

آنها آپارتمان خود را به شیوه‌ای مدرن و شیک بازسازی کردند و عناصر مدرن و شیک را در آن گنجاندند.

the store displayed modishly styled mannequins showcasing the new season's trends.

فروشگاه مانکن‌هایی با استایل مدرن و شیک را به نمایش گذاشت که روند‌های فصل جدید را نشان می‌دادند.

he walked modishly down the street, sporting a fedora and tailored coat.

او با کلاه فدورا و کت و پالتوی خیاط‌دوزی شده، به شیوه‌ای مدرن و شیک در خیابان قدم زد.

the restaurant’s modishly minimalistic decor created a cool and sophisticated atmosphere.

دکوراسیون مینیمال و مدرن رستوران فضایی خنک و باوقار ایجاد کرد.

the artist's modishly avant-garde sculptures challenged traditional notions of form.

مجسمه‌های مدرن و پیشرو هنرمند، مفاهیم سنتی فرم را به چالش کشیدند.

she embraced modishly flowing silhouettes in her latest collection.

او در مجموعه جدید خود، خطوط مدرن و روان را در آغوش گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید