monopolises

[ایالات متحده]/mə'nɔpəlaiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بر بازار یا صنعت تسلط یا کنترل داشتن با حذف دیگران؛ داشتن مالکیت انحصاری؛ در دست داشتن یا تمام مالکیت را گرفتن.

جملات نمونه

An electric power company monopolises the power supply in this area.

یک شرکت برق، تأمین برق را در این منطقه به انحصار در می‌آورد.

Instead, big countries jostle for a share of influence, knowing they cannot monopolise the scene;

در عوض، کشورهای بزرگ برای کسب سهمی از نفوذ تلاش می کنند، زیرا می دانند که نمی توانند صحنه را به انحصار دربیاورند.

The company tried to monopolise the market.

شرکت سعی کرد بازار را به انحصار دربیاورد.

It's illegal to monopolise a certain industry.

به انحصار درآوردن یک صنعت خاص غیرقانونی است.

The government aims to prevent any company from monopolising the telecommunications sector.

دولت قصد دارد از به انحصار درآوردن بخش مخابرات توسط هر شرکتی جلوگیری کند.

They are accused of trying to monopolise power within the organization.

آنها به تلاش برای به انحصار درآوردن قدرت در داخل سازمان متهم شده اند.

The goal is to prevent any one country from monopolising resources in the region.

هدف جلوگیری از به انحصار درآوردن منابع توسط یک کشور در منطقه است.

The company's strategy is to monopolise key distribution channels.

استراتژی شرکت به انحصار درآوردن کانال های توزیع کلیدی است.

They are attempting to monopolise the market by undercutting competitors.

آنها در تلاشند تا با کاهش قیمت رقبا، بازار را به انحصار دربیاورند.

The conglomerate is accused of attempting to monopolise the entire industry.

شرکت بزرگ به تلاش برای به انحصار درآوردن کل صنعت متهم شده است.

The goal is to prevent any single entity from monopolising access to information.

هدف جلوگیری از به انحصار درآوردن دسترسی به اطلاعات توسط یک نهاد واحد است.

The legislation aims to prevent any company from monopolising a vital service.

قانونگذاری برای جلوگیری از به انحصار درآوردن یک خدمت حیاتی توسط هر شرکتی است.

نمونه‌های واقعی

These are all world-class technology which used to be monopolised by Rolls-Royce.

اینها همه فناوری‌های درجه یک جهان هستند که زمانی توسط رولزرویس به انحصار درآمده بود.

منبع: CRI Online February 2017 Collection

Certainly not. I monopolised you at dinner. I'd no right to any more of your time.

مطمئناً نه. من شما را در شام به انحصار درآوردم. من حق هیچ وقت دیگری از شما را نداشتم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

US regulators said that Amazon is monopolising online markets.

تنظیم‌کننده‌های ایالات متحده گفتند که آمازون در حال انحصار بازار آنلاین است.

منبع: Financial Times Podcast

Expect more such deals-and more criticism that the likes of Uber are trying to use the pandemic to monopolise markets.

منتظر معامله‌های بیشتر و انتقاداتی بیشتر باشید که شرکت‌هایی مانند اوبر تلاش می‌کنند از همه‌گیری برای انحصار بازارها استفاده کنند.

منبع: The Economist (Summary)

In January the Department of Justice (DOJ) set out a 155-page complaint against Google for monopolising digital advertising on exchanges.

در ژانویه، وزارت دادگستری (DOJ) شکایتی ۱۵۵ صفحه‌ای علیه گوگل به دلیل انحصار تبلیغات دیجیتال در بورس‌ها منتشر کرد.

منبع: The Economist (Summary)

In Maryland it is actually certain counties that run their own liquor stores, monopolising sales of even wine and beer.

در واقع در مریلند، برخی از شهرستان‌ها فروشگاه‌های مشروبات الکلی خود را اداره می‌کنند و فروش حتی شراب و آبجو را به انحصار در می‌آورند.

منبع: The Economist - International

It is about compensating yourself mentally after a day monopolised by duties and responsibilities.

این در مورد جبران خود از نظر ذهنی پس از یک روزی است که توسط وظایف و مسئولیت‌ها به انحصار درآمده است.

منبع: Selected English short passages

By 1929 Stalin had monopolised power completely in his own hands and established himself as

تا سال ۱۹۲۹، استالین قدرت را به طور کامل به دست گرفت و خود را به عنوان...

منبع: Character Profile

Hitler and his Nazi party began to monopolise  power in Germany by banning rival parties and

هیتلر و حزب نازی خود را در آلمان به قدرت رساندند و احزاب رقیب را ممنوع کردند و...

منبع: Character Profile

As business lines have become monopolised, it has become commonplace to complain that tech firms are offering consumers a toxic deal.

با انحصار خطوط کسب و کار، شکایت از اینکه شرکت‌های فناوری به مصرف‌کنندگان معامله‌ای سمی ارائه می‌دهند، به یک امر معمول تبدیل شده است.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید