moot

[ایالات متحده]/muːt/
[بریتانیا]/mut/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجمع، نهاد مشورتی
adj. نامشخص، فاقد اهمیت عملی
vt. مطرح کردن برای بحث
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmoots
صفت یا فعل حال استمراریmooting
جمعmoots
قسمت سوم فعلmooted
صفت تفضیلیmooter
زمان گذشتهmooted

عبارات و ترکیب‌ها

moot court

دادگاه فرضی

جملات نمونه

whether the temperature rise was mainly due to the greenhouse effect was a moot point .

اینکه آیا افزایش دما عمدتاً به دلیل اثر گلخانه ای بوده است یا خیر، یک مسئله مورد اختلاف بود.

it is moot whether this phrase should be treated as metaphor or not.

اینکه آیا این عبارت باید به عنوان استعاره در نظر گرفته شود یا نه، محل بحث است.

It’s a moot point whether women or men make better drivers.

این یک موضوع مورد اختلاف است که زنان یا مردان رانندگان بهتری هستند.

Some in Congress are mooting separate and more punitive measures for banks.

برخی از اعضای کنگره در حال پیشنهاد اقدامات جداگانه و مجازات‌کننده بیشتر برای بانک‌ها هستند.

an idea that was approved when it was first mooted before the committee;

ایده‌ای که زمانی که برای اولین بار قبل از کمیته مطرح شد، مورد تایید قرار گرفت.

10.Last lesson , we are explorative natural to a beautiful schoolyard、 This lesson we are mooting your report , OK?

10.درس گذشته، ما به طور طبیعی در یک حیاط مدرسه زیبا کاوش می‌کنیم. در این درس، ما گزارش شما را مطرح می‌کنیم، باشه؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید