mornings

[ایالات متحده]/[ˈmɔːnɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈmɔːrnɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ی طلوع خورشید تا ظهر؛ جمع کلمهٔ morning؛ زمانی از روز که معمولاً از خواب بیدار می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

good mornings

صبح بخیر

lazy mornings

صبح‌های تنبل

morning coffee

قهوه صبح

morning walk

قدم زدن صبحگاهی

morning news

اخبار صبح

morning light

نور صبح

morning meeting

جلسه صبح

morning rush

شلوغی صبح

spent mornings

صبح‌های گذرانده شده

early mornings

صبح‌های زود

جملات نمونه

i love peaceful mornings with a cup of coffee.

من عاشق صبح‌های آرام با یک فنجان قهوه هستم.

my mornings often start with a brisk walk.

صبح‌های من اغلب با یک پیاده‌روی سریع شروع می‌شود.

the mornings were filled with the smell of freshly baked bread.

صبح‌ها با بوی نان تازه پخته شده پر شده بود.

we enjoy lazy mornings in bed on weekends.

ما از صبح‌های آرام در رختخواب در آخر هفته‌ها لذت می‌بریم.

early mornings are perfect for yoga and meditation.

صبح‌های زود برای یوگا و مدیتیشن عالی هستند.

the city awakens during the bustling mornings.

شهر در طول صبح‌های پرجنب‌وجوش از خواب بیدار می‌شود.

i used to hate early mornings before my new job.

من قبل از شغل جدیدم از صبح‌های زود متنفر بودم.

mornings at the beach are incredibly refreshing.

صبح‌های ساحل فوق العاده با طراوت هستند.

the children were excited for their school mornings.

کودکان برای صبح‌های مدرسه خود هیجان‌زده بودند.

my mornings involve checking emails and planning the day.

صبح‌های من شامل بررسی ایمیل‌ها و برنامه‌ریزی روز می‌شود.

crisp, cool mornings are ideal for hiking.

صبح‌های خنک و دلپذیر برای پیاده‌روی مناسب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید