moxie

[ایالات متحده]/ˈmɒksi/
[بریتانیا]/ˈmɑːksi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انرژی، اشتیاق یا شجاعت؛ روح یا اراده

عبارات و ترکیب‌ها

show some moxie

نشان دادن اعتماد به نفس

have moxie

داشتن اعتماد به نفس

moxie attitude

حرفه‌ای بودن

take moxie

گرفتن اعتماد به نفس

moxie spirit

روحیه اعتماد به نفس

full of moxie

پر از اعتماد به نفس

moxie personality

شخصیت با اعتماد به نفس

moxie move

حرکت با اعتماد به نفس

moxie mindset

نگاه با اعتماد به نفس

moxie flair

ظرافت با اعتماد به نفس

جملات نمونه

she showed a lot of moxie during the presentation.

او در طول ارائه، نشان داد که زرنگی و پشتکار زیادی دارد.

it takes moxie to start your own business.

برای شروع کسب و کار خود به زرنگی و پشتکار نیاز دارید.

his moxie impressed the entire team.

زرنگی و پشتکار او کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.

with a bit of moxie, she tackled the tough challenges.

با کمی زرنگی و پشتکار، او چالش های سخت را پشت سر گذاشت.

they admired her moxie in the face of adversity.

آنها در برابر سختی ها، زرنگی و پشتکار او را تحسین کردند.

having moxie is essential for a leader.

داشتن زرنگی و پشتکار برای یک رهبر ضروری است.

his moxie helped him win the competition.

زرنگی و پشتکار او به او کمک کرد تا در مسابقه پیروز شود.

she approached the problem with moxie and creativity.

او با زرنگی و خلاقیت به حل مشکل پرداخت.

it takes moxie to stand up for what you believe in.

برای ایستادن در کنار آنچه به آن اعتقاد دارید، به زرنگی و پشتکار نیاز دارید.

the team showed great moxie in the final minutes of the game.

تیم در دقایق پایانی بازی، زرنگی و پشتکار زیادی نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید