| جمع | mugfuls |
mugful of coffee
فنجان پر قهوه
mugful of tea
فنجان پر چای
mugful of soup
فنجان سوپ
mugful of milk
فنجان شیر
mugful of water
فنجان آب
mugful of juice
فنجان آبمیوه
mugful of cider
فنجان سایدِر
mugful of beer
فنجان آبجو
mugful of broth
فنجان آبگوشت
she filled her mugful with hot chocolate.
او فنجان خود را با شکلات داغ پر کرد.
he drank a mugful of coffee to wake up.
او یک فنجان قهوه نوشید تا از خواب بیدار شود.
after the hike, we enjoyed a mugful of tea.
بعد از پیادهروی، ما از یک فنجان چای لذت بردیم.
she poured a mugful of soup for lunch.
او برای ناهار یک فنجان سوپ ریخت.
a mugful of ice cream is my favorite dessert.
یک فنجان بستنی مورد علاقه من است.
he always starts his day with a mugful of tea.
او همیشه روز خود را با یک فنجان چای شروع میکند.
we shared a mugful of cider by the fireplace.
ما یک فنجان سدر را کنار شومینه با هم به اشتراک گذاشتیم.
she savored every mugful of her favorite brew.
او از هر فنجان از نوشیدنی مورد علاقه خود لذت برد.
the recipe calls for a mugful of flour.
دستور غذا به یک فنجان آرد نیاز دارد.
he relaxed with a mugful of herbal tea in the evening.
او با یک فنجان چای گیاهی در شب استراحت کرد.
mugful of coffee
فنجان پر قهوه
mugful of tea
فنجان پر چای
mugful of soup
فنجان سوپ
mugful of milk
فنجان شیر
mugful of water
فنجان آب
mugful of juice
فنجان آبمیوه
mugful of cider
فنجان سایدِر
mugful of beer
فنجان آبجو
mugful of broth
فنجان آبگوشت
she filled her mugful with hot chocolate.
او فنجان خود را با شکلات داغ پر کرد.
he drank a mugful of coffee to wake up.
او یک فنجان قهوه نوشید تا از خواب بیدار شود.
after the hike, we enjoyed a mugful of tea.
بعد از پیادهروی، ما از یک فنجان چای لذت بردیم.
she poured a mugful of soup for lunch.
او برای ناهار یک فنجان سوپ ریخت.
a mugful of ice cream is my favorite dessert.
یک فنجان بستنی مورد علاقه من است.
he always starts his day with a mugful of tea.
او همیشه روز خود را با یک فنجان چای شروع میکند.
we shared a mugful of cider by the fireplace.
ما یک فنجان سدر را کنار شومینه با هم به اشتراک گذاشتیم.
she savored every mugful of her favorite brew.
او از هر فنجان از نوشیدنی مورد علاقه خود لذت برد.
the recipe calls for a mugful of flour.
دستور غذا به یک فنجان آرد نیاز دارد.
he relaxed with a mugful of herbal tea in the evening.
او با یک فنجان چای گیاهی در شب استراحت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید