number-one

[ایالات متحده]/ˈnʌmbə wʌn/
[بریتانیا]/ˈnʌmbɚ wʌn/

ترجمه

adj. با اهمیت یا رتبه اول (n, adj)
nounشخص یا چیز با رتبه یا مقام اول (n)

عبارات و ترکیب‌ها

number-one priority

اولویت اول

number-one choice

انتخاب اول

number-one fan

هوادار شماره یک

number-one goal

هدف شماره یک

number-one seller

فروشنده شماره یک

number-one team

تیم شماره یک

being number-one

بودن در رتبه اول

number-one spot

محل شماره یک

number-one rule

قانون شماره یک

number-one hit

محبوب‌ترین

جملات نمونه

our number-one priority is customer satisfaction.

اولویت اول ما رضایت مشتری است.

he's the number-one draft pick in the league.

او انتخاب اول در لیگ است.

this restaurant is our number-one choice for italian food.

این رستوران انتخاب اول ما برای غذاهای ایتالیایی است.

she's a number-one fan of the band.

او یک طرفدار بزرگ گروه است.

our number-one goal is to increase sales.

هدف اصلی ما افزایش فروش است.

he's considered the number-one expert in the field.

او به عنوان متخصص شماره یک در این زمینه شناخته می شود.

the number-one challenge is finding qualified staff.

چالش اصلی یافتن کارکنان واجد شرایط است.

this is our number-one selling product this year.

این محصول پرفروش ما در سال جاری است.

she's the number-one performer on the team.

او بهترین بازیکن تیم است.

he's always been our number-one supporter.

او همیشه از ما حمایت کرده است.

the number-one reason for choosing this product is its price.

دلیل اصلی انتخاب این محصول قیمت آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید