obsessing over
عذاب شدن بر سر
obsessing about
مشغوف بودن درباره
obsessing with
مشغوف بودن با
obsessing over details
مشغوفیت با جزئیات
obsessing over perfection
مشغوفیت با کمال
obsessing over someone
مشغوفیت با کسی
obsessing over ideas
مشغوفیت با ایده ها
obsessing over past
مشغوفیت با گذشته
obsessing over choices
مشغوفیت با انتخاب ها
obsessing over time
مشغوفیت با زمان
he is obsessing over his grades this semester.
او در این ترم بیش از حد نگران نمرات خود است.
she can't stop obsessing about her appearance.
او نمیتواند از نگرانی بیش از حد در مورد ظاهر خود دست بکشد.
they are obsessing over the details of the project.
آنها بیش از حد روی جزئیات پروژه تمرکز میکنند.
i'm obsessing about what to wear to the party.
من نگرانم که به مهمانی چه بپوشم.
he's been obsessing about finding the perfect gift.
او بیش از حد روی پیدا کردن هدیه مناسب تمرکز کرده است.
she tends to obsess over small mistakes.
او معمولاً در مورد اشتباهات کوچک بیش از حد نگران میشود.
stop obsessing about the past and focus on the future.
نگرانی در مورد گذشته را متوقف کنید و روی آینده تمرکز کنید.
they are obsessing over the latest fashion trends.
آنها بیش از حد روی آخرین ترندهای مد تمرکز میکنند.
he's obsessing over his favorite tv show.
او بیش از حد روی برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود تمرکز کرده است.
she is obsessing about her upcoming vacation.
او نگران تعطیلات آینده خود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید