obsessivenesses

[ایالات متحده]/əbˈsɛsɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/əbˈsɛsɪvnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن وسواسی؛ پرخاشتگی یا تمرکز بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

obsessiveness about

خیانت به

obsessiveness over

خیانت به

excessive obsessiveness

خیانت بیش از حد

constant obsessiveness

خیانت مداوم

جملات نمونه

the obsessivenesses of collectors can lead to extraordinary achievements.

عشق‌های جمع‌آوری‌کنندگان می‌تواند به دستاورد‌های بی‌ precedent منجر شود.

his obsessivenesses about cleanliness bordered on compulsion.

عشق‌های او به پاکی به وظیفه‌ای شبیه می‌شد.

the obsessivenesses displayed by elite athletes explain their success.

عشق‌های نشان داده شده توسط ورزشکاران اولیه موفقیت آنان را توضیح می‌دهد.

the artist's obsessivenesses resulted in masterpieces.

عشق‌های هنرمند منجر به آثار بزرگ شد.

the obsessivenesses of scientists drive groundbreaking discoveries.

عشق‌های دانشمندان کشفیات بزرگ را به همراه می‌آورند.

the obsessivenesses shown in her work ethic were admirable.

عشق‌های نشان داده شده در اخلاق کار او قابل تحسین بود.

the obsessivenesses of chefs create culinary perfection.

عشق‌های پоварان به دستاورد‌های گذشته در زمینه غذا را ایجاد می‌کنند.

his multiple obsessivenesses included organization and punctuality.

عشق‌های متعدد او شامل سازمان‌دهی و زمان‌بندی بود.

the obsessivenesses behind the project's completion were evident.

عشق‌های پشت اتمام پروژه واضح بود.

the historian's obsessivenesses about accuracy were well-known.

عشق‌های تاریخ‌نویس به دقت به خوبی شناخته شده بود.

the therapist studied various obsessivenesses in human behavior.

درمانگر عشق‌های مختلف در رفتار انسان را مطالعه کرد.

the obsessivenesses of the detective solved the case.

عشق‌های محقق به حل پرونده منجر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید