obtund

[ایالات متحده]/əbˈtʌnd/
[بریتانیا]/əbˈtʌnd/

ترجمه

vt. کسل یا کمتر شدید کردن؛ تسکین دادن یا کاهش دادن
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردobtunds
صفت یا فعل حال استمراریobtunding
زمان گذشتهobtunded
قسمت سوم فعلobtunded

عبارات و ترکیب‌ها

obtund pain

درد کند

obtund sensation

احساس کند

obtund anxiety

اضطراب کند

obtund stress

استرس کند

obtund symptoms

علائم کند

obtund emotions

احساسات کند

obtund response

پاسخ کند

obtund irritation

تحریک کند

obtund effects

اثرات کند

obtund discomfort

ناراحتی کند

جملات نمونه

he tried to obtund the pain with medication.

او سعی کرد درد را با دارو کاهش دهد.

the teacher used calming techniques to obtund the students' anxiety.

معلم از تکنیک‌های آرامش‌بخش برای کاهش اضطراب دانش‌آموزان استفاده کرد.

she spoke softly to obtund the tension in the room.

او با لحنی آرام صحبت کرد تا تنش در اتاق را کاهش دهد.

he needed to obtund his anger before addressing the issue.

او قبل از پرداختن به موضوع نیاز داشت خشم خود را کاهش دهد.

the therapist helped her obtund feelings of grief.

درمانگر به او کمک کرد احساسات اندوه را کاهش دهد.

music can often obtund the stress of daily life.

اغراقاً موسیقی می‌تواند استرس زندگی روزمره را کاهش دهد.

he used humor to obtund the awkwardness of the situation.

او از شوخ طبعی برای کاهش ناراحتی موقعیت استفاده کرد.

she found it hard to obtund her worries about the exam.

او احساس می‌کرد کاهش نگرانی‌های خود در مورد امتحان سخت است.

to obtund the fear of public speaking, he practiced regularly.

برای کاهش ترس از صحبت کردن در جمع، او به طور منظم تمرین کرد.

he tried to obtund the criticism with a positive attitude.

او سعی کرد انتقاد را با نگرشی مثبت کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید