obturating material
مواد مسدود کننده
obturating device
دستگاه مسدود کننده
obturating technique
تکنیک مسدود کننده
obturating agent
عامل مسدود کننده
obturating solution
راه حل مسدود کننده
obturating method
روش مسدود کننده
obturating process
فرآیند مسدود کننده
obturating compound
ترکیب مسدود کننده
obturating system
سیستم مسدود کننده
obturating plug
دوش تکه مسدود کننده
the dentist is obturating the cavity to prevent further decay.
دندانپزشک در حال مسدود کردن پوسیدگی برای جلوگیری از پوسیدگی بیشتر است.
obturating the well is essential for maintaining water quality.
مسدود کردن چاه برای حفظ کیفیت آب ضروری است.
they are obturating the pipeline to stop the leak.
آنها در حال مسدود کردن خط لوله برای متوقف کردن نشتی هستند.
obturating materials need to be durable and resistant.
مواد مسدود کننده باید بادوام و مقاوم باشند.
the procedure involves obturating the root canal properly.
این روش شامل مسدود کردن مناسب ریشه دندان است.
she is studying the techniques for obturating different types of cavities.
او در حال مطالعه تکنیک های مسدود کردن انواع مختلف پوسیدگی ها است.
obturating a space can help in sound insulation.
مسدود کردن یک فضا می تواند به عایق صوتی کمک کند.
he is skilled at obturating gaps in construction.
او در مسدود کردن شکاف های ساختمانی مهارت دارد.
obturating the cracks in the wall can prevent moisture intrusion.
مسدود کردن ترک های دیوار می تواند از نفوذ رطوبت جلوگیری کند.
they are focused on obturating the environmental hazards.
آنها بر روی مسدود کردن خطرات زیست محیطی متمرکز هستند.
obturating material
مواد مسدود کننده
obturating device
دستگاه مسدود کننده
obturating technique
تکنیک مسدود کننده
obturating agent
عامل مسدود کننده
obturating solution
راه حل مسدود کننده
obturating method
روش مسدود کننده
obturating process
فرآیند مسدود کننده
obturating compound
ترکیب مسدود کننده
obturating system
سیستم مسدود کننده
obturating plug
دوش تکه مسدود کننده
the dentist is obturating the cavity to prevent further decay.
دندانپزشک در حال مسدود کردن پوسیدگی برای جلوگیری از پوسیدگی بیشتر است.
obturating the well is essential for maintaining water quality.
مسدود کردن چاه برای حفظ کیفیت آب ضروری است.
they are obturating the pipeline to stop the leak.
آنها در حال مسدود کردن خط لوله برای متوقف کردن نشتی هستند.
obturating materials need to be durable and resistant.
مواد مسدود کننده باید بادوام و مقاوم باشند.
the procedure involves obturating the root canal properly.
این روش شامل مسدود کردن مناسب ریشه دندان است.
she is studying the techniques for obturating different types of cavities.
او در حال مطالعه تکنیک های مسدود کردن انواع مختلف پوسیدگی ها است.
obturating a space can help in sound insulation.
مسدود کردن یک فضا می تواند به عایق صوتی کمک کند.
he is skilled at obturating gaps in construction.
او در مسدود کردن شکاف های ساختمانی مهارت دارد.
obturating the cracks in the wall can prevent moisture intrusion.
مسدود کردن ترک های دیوار می تواند از نفوذ رطوبت جلوگیری کند.
they are focused on obturating the environmental hazards.
آنها بر روی مسدود کردن خطرات زیست محیطی متمرکز هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید