occlude

[ایالات متحده]/əˈkluːd/
[بریتانیا]/əˈkluːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی:
vt. مسدود کردن؛ بستن؛ ممانعت کردن
vi. به هم آمدن در موقعیتی که سطوح در تماس هستند؛ به هم گاز گرفتن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردoccludes
زمان گذشتهoccluded
قسمت سوم فعلoccluded
صفت یا فعل حال استمراریoccluding

جملات نمونه

occlude light; occlude the flow of blood.

بسته کردن نور؛ بستن جریان خون.

thick make-up can occlude the pores.

محصولات آرایشی ضخیم می‌تواند منافذ را مسدود کند.

This means that the way in which denture teeth occlude must be seen dynamically, and not just as a static relationship when in maximum interdigitation.

این بدان معناست که نحوه هم‌نشینی دندان‌های دندان مصنوعی را باید به صورت پویا دید، نه فقط به عنوان یک رابطه ثابت در حداکثر هم‌نشینی.

The cloud occluded the sun, casting a shadow over the field.

ابر خورشید را پوشاند و سایه‌ای بر روی زمین انداخت.

Plaque buildup can occlude arteries and lead to heart problems.

رسوب پلاک می‌تواند شریان‌ها را مسدود کرده و منجر به مشکلات قلبی شود.

The tall buildings occlude the view of the mountains from our office window.

ساختمان‌های بلند منظره کوه‌ها را از پنجره دفتر ما پنهان می‌کنند.

Tumors can occlude blood vessels, disrupting normal blood flow.

تومورها می‌توانند عروق خونی را مسدود کرده و جریان خون طبیعی را مختل کنند.

The dense fog occluded visibility, making driving hazardous.

مه غلیظ دید را محدود کرد و رانندگی را خطرناک ساخت.

A cataract can occlude the lens of the eye, causing vision problems.

کاتاراکت می‌تواند عدسی چشم را مسدود کرده و باعث مشکلات بینایی شود.

The tree branches occlude the streetlight, creating a shadowy path.

شاخه درختان چراغ خیابان را مسدود می‌کند و مسیری سایه‌دار ایجاد می‌کند.

Dental plaque can occlude the gaps between teeth, leading to decay.

پلاک دندانی می‌تواند فضاهای بین دندان‌ها را مسدود کرده و منجر به پوسیدگی شود.

The political scandal occluded the candidate's chances of winning the election.

رسوای سیاسی شانس نامزد برای برنده شدن در انتخابات را از بین برد.

A clot can occlude a blood vessel, cutting off blood supply to tissues.

یک لخته می‌تواند یک رگ خونی را مسدود کرده و جریان خون به بافت‌ها را قطع کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید