social odiums
نفرتهای اجتماعی
public odiums
نفرتهای عمومی
cultural odiums
نفرتهای فرهنگی
political odiums
نفرتهای سیاسی
personal odiums
نفرتهای شخصی
ethical odiums
نفرتهای اخلاقی
historical odiums
نفرتهای تاریخی
moral odiums
نفرتهای اخلاقی
civic odiums
نفرتهای مدنی
academic odiums
نفرتهای علمی
his actions brought a great deal of odium from the public.
اقدامات او باعث ایجاد نفرت زیادی از سوی مردم شد.
the scandal was met with widespread odium.
این رسوایی با نفرت گسترده ای مواجه شد.
she faced odium for her controversial opinions.
او به دلیل نظرات جنجالی خود با نفرت روبرو شد.
odium can often follow those in positions of power.
نفرت اغلب می تواند کسانی را که در موقعیت قدرت هستند، دنبال کند.
the politician's remarks generated a lot of odium.
اظهارات سیاستمدار نفرت زیادی ایجاد کرد.
he was surprised by the odium directed at him.
او از نفرت وارد شده به سمت او متعجب بود.
her decision led to odium among her colleagues.
تصمیم او منجر به نفرت در بین همکارانش شد.
odium is often a consequence of betrayal.
نفرت اغلب عواقب خیانت است.
they faced odium for their unethical practices.
آنها به دلیل رفتارهای غیراخلاقی خود با نفرت روبرو شدند.
he tried to avoid odium by apologizing publicly.
او با عذرخواهی عمومی سعی کرد از نفرت اجتناب کند.
social odiums
نفرتهای اجتماعی
public odiums
نفرتهای عمومی
cultural odiums
نفرتهای فرهنگی
political odiums
نفرتهای سیاسی
personal odiums
نفرتهای شخصی
ethical odiums
نفرتهای اخلاقی
historical odiums
نفرتهای تاریخی
moral odiums
نفرتهای اخلاقی
civic odiums
نفرتهای مدنی
academic odiums
نفرتهای علمی
his actions brought a great deal of odium from the public.
اقدامات او باعث ایجاد نفرت زیادی از سوی مردم شد.
the scandal was met with widespread odium.
این رسوایی با نفرت گسترده ای مواجه شد.
she faced odium for her controversial opinions.
او به دلیل نظرات جنجالی خود با نفرت روبرو شد.
odium can often follow those in positions of power.
نفرت اغلب می تواند کسانی را که در موقعیت قدرت هستند، دنبال کند.
the politician's remarks generated a lot of odium.
اظهارات سیاستمدار نفرت زیادی ایجاد کرد.
he was surprised by the odium directed at him.
او از نفرت وارد شده به سمت او متعجب بود.
her decision led to odium among her colleagues.
تصمیم او منجر به نفرت در بین همکارانش شد.
odium is often a consequence of betrayal.
نفرت اغلب عواقب خیانت است.
they faced odium for their unethical practices.
آنها به دلیل رفتارهای غیراخلاقی خود با نفرت روبرو شدند.
he tried to avoid odium by apologizing publicly.
او با عذرخواهی عمومی سعی کرد از نفرت اجتناب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید