off-puttingly

[ایالات متحده]/[ˈɒfˌpʊtɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈɔːfˌpʊtɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که دلسرد یا بازدارنده است؛ ناخوشایند؛ به نحوی که آمیزه‌ای نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

off-puttingly quiet

به طرز ناراحت‌کننده‌ای ساکت

off-puttingly bright

به طرز ناراحت‌کننده‌ای روشن

off-puttingly formal

به طرز ناراحت‌کننده‌ای رسمی

off-puttingly polite

به طرز ناراحت‌کننده‌ای مؤدب

off-puttingly cheerful

به طرز ناراحت‌کننده‌ای خوشحال

off-puttingly slow

به طرز ناراحت‌کننده‌ای کند

off-puttingly expensive

به طرز ناراحت‌کننده‌ای گران

off-puttingly bland

به طرز ناراحت‌کننده‌ای بی‌مزه

off-puttingly serious

به طرز ناراحت‌کننده‌ای جدی

off-puttingly enthusiastic

به طرز ناراحت‌کننده‌ای پرشور

جملات نمونه

the restaurant's decor was surprisingly off-puttingly minimalist.

دکوراسیون رستوران به طرز عجیبی مینیمالیستی و آزاردهنده بود.

his constant boasting was off-puttingly aggressive to everyone in the room.

خودستری مداوم او به طرز آزاردهنده ای تهاجمی بود و باعث ناراحتی همه در اتاق شد.

the new employee's enthusiasm was off-puttingly intense for a monday morning.

اشتیاق کارمند جدید به طرز آزاردهنده ای زیاد بود، حتی برای یک صبح دوشنبه.

the film's ending was off-puttingly ambiguous, leaving the audience confused.

پایان فیلم به طرز آزاردهنده ای مبهم بود و باعث سردرگمی مخاطبان شد.

the sales pitch was off-puttingly long and filled with jargon.

ارائه فروش به طرز آزاردهنده ای طولانی بود و پر از اصطلاحات تخصصی.

the comedian's jokes were off-puttingly crude and offensive.

جک های کمدین به طرز آزاردهنده ای زننده و توهین آمیز بودند.

the software's interface was off-puttingly cluttered and difficult to navigate.

رابط کاربری نرم افزار به طرز آزاردهنده ای شلوغ و استفاده از آن دشوار بود.

the professor's feedback was off-puttingly critical, even if constructive.

بازخورد استاد به طرز آزاردهنده ای انتقادی بود، حتی اگر سازنده باشد.

the politician's speech was off-puttingly formal and lacked genuine emotion.

سخنرانی سیاستمدار به طرز آزاردهنده ای رسمی بود و فاقد احساسات واقعی بود.

the new policy was off-puttingly restrictive for employees.

سیاست جدید برای کارمندان به طرز آزاردهنده ای محدود کننده بود.

the building's facade was off-puttingly stark and imposing.

نمای ساختمان به طرز آزاردهنده ای خشن و تحمیل کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید