one-eighth

[ایالات متحده]/[wʌn ˈeɪθ]/
[بریتانیا]/[wʌn ˈeɪθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برابر با یا نشان‌دهنده یک هشتم چیزی
n. عدد 1/8
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

one-eighth cup

یک هشتم پیمانه

one-eighth inch

یک هشتم اینچ

one-eighth mile

یک هشتم مایل

one-eighth share

یک هشتم سهم

one-eighth part

یک هشتم قسمت

one-eighth of

یک هشتم از

one-eighth chance

یک هشتم شانس

one-eighth pound

یک هشتم پوند

one-eighth teaspoon

یک هشتم قاشق چایخوری

one-eighth size

یک هشتم اندازه

جملات نمونه

the recipe calls for one-eighth of a teaspoon of baking soda.

دستورالعمل نیاز به یک هشتم قاشق چایخوری جوش شیرین دارد.

one-eighth of the class failed the exam.

یک هشتم کلاس در امتحان قبول نشدند.

he inherited one-eighth of his grandfather's estate.

او یک هشتم املاک پدربزرگ خود را به ارث برد.

the pizza was cut into slices, and i ate one-eighth of it.

پیتزا به برش برش خورده بود و من یک هشتم آن را خوردم.

the probability of drawing that card is one-eighth.

احتمال کشیدن آن کارت یک هشتم است.

the land is divided, and our farm is one-eighth of the total.

زمین تقسیم شده است و مزرعه ما یک هشتم کل است.

one-eighth of the population lives below the poverty line.

یک هشتم جمعیت زیر خط فقر زندگی می کنند.

the container holds one-eighth of a gallon of water.

ظرفیت یک هشتم گالن آب را در خود جای می دهد.

the team won one-eighth of their games this season.

تیم این فصل یک هشتم بازی های خود را برد.

the cake was cut, and i took one-eighth of a slice.

کیک برش خورده بود و من یک هشتم آن را برداشتم.

one-eighth of the budget is allocated to research.

یک هشتم بودجه به تحقیقات اختصاص داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید