one-hour

[ایالات متحده]/wʌn ˈaʊər/
[بریتانیا]/wʌn ˈaʊər/

ترجمه

adj.ماندگار برای یک ساعت

عبارات و ترکیب‌ها

one-hour break

استراحت یک ساعته

one-hour meeting

جلسه یک ساعته

one-hour drive

رانندگی یک ساعته

one-hour window

فاصله زمانی یک ساعته

one-hour shift

شیفت یک ساعته

one-hour tour

تور یک ساعته

one-hour limit

محدودیت یک ساعته

one-hour slot

زمان یک ساعته

جملات نمونه

i need one-hour to finish this report.

من برای تکمیل این گزارش به یک ساعت نیاز دارم.

can we schedule a one-hour meeting?

آیا می‌توانیم یک جلسه یک ساعته برنامه‌ریزی کنیم؟

the commute takes almost one-hour each way.

مسیر رفت و برگشت تقریباً یک ساعت طول می کشد.

i spent one-hour browsing online stores.

من یک ساعت را صرف گشت و گذار در فروشگاه های آنلاین کردم.

let's take a one-hour break for lunch.

بیایید برای ناهار یک استراحت یک ساعته داشته باشیم.

the yoga class is a vigorous one-hour session.

کلاس یوگا یک جلسه یک ساعته و پر جنب و جوش است.

he dedicated one-hour daily to practicing piano.

او روزانه یک ساعت را صرف تمرین پیانو کرد.

the presentation will last for one-hour.

ارائه یک ساعت طول خواهد کشید.

i have a one-hour window to catch the train.

من یک بازه زمانی یک ساعته برای گرفتن قطار دارم.

it's a challenging one-hour hike to the summit.

رسیدن به قله یک پیاده‌روی یک ساعته و چالش‌برانگیز است.

the interview lasted a stressful one-hour.

مصاحلمه یک ساعت استرس زا طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید