one-tenths

[ایالات متحده]/wʌnˈtɛnθ/
[بریتانیا]/wʌnˈtɛnθ/

ترجمه

n. کسری مساوی با یک قسمت از ده قسمت مساوی
adj. شامل یک قسمت از ده قسمت مساوی

عبارات و ترکیب‌ها

one-tenth of

یک‌دهم

one-tenth chance

شانس یک‌دهم

one-tenth percent

یک‌دهم درصد

one-tenth share

سهم یک‌دهم

one-tenth size

اندازه یک‌دهم

one-tenth cost

هزینه یک‌دهم

one-tenth rate

نرخ یک‌دهم

one-tenth less

کمتر از یک‌دهم

one-tenth time

زمان یک‌دهم

one-tenth population

جمعیت یک‌دهم

جملات نمونه

one-tenth of the population lives below the poverty line.

یک‌دهم جمعیت زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

the company's profits decreased by one-tenth last quarter.

در سه ماهه گذشته، سود شرکت یک‌دهم کاهش یافته است.

one-tenth of the students failed the exam.

یک‌دهم دانش‌آموزان در امتحان مردود شدند.

the recipe calls for one-tenth of a teaspoon of salt.

دستور غذا نیاز به یک‌دهم قاشق چایخوری نمک دارد.

he donated one-tenth of his salary to charity.

او یک‌دهم حقوق خود را به خیریه اهدا کرد.

the area covered by the forest is one-tenth of the total land.

مساحت پوشش داده شده توسط جنگل یک‌دهم کل زمین است.

one-tenth of the budget is allocated to research.

یک‌دهم بودجه به تحقیقات اختصاص داده شده است.

the chance of winning the lottery is only one-tenth of a percent.

احتمال برنده شدن در لاتاری تنها یک‌دهم درصد است.

one-tenth of the workforce is now working remotely.

یک‌دهم نیروی کار اکنون به صورت از راه دور کار می‌کنند.

the museum’s collection includes one-tenth of the ancient artifacts.

مجموعه موزه شامل یک‌دهم آثار باستانی است.

one-tenth of the land is used for agriculture.

یک‌دهم زمین برای کشاورزی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید