outfight opponent
غلبه بر حریف
outfight rivals
غلبه بر رقیبان
outfight competition
غلبه بر رقابت
outfight enemy
غلبه بر دشمن
outfight challenges
غلبه بر چالشها
outfight limits
غلبه بر محدودیتها
outfight expectations
غلبه بر انتظارات
outfight fears
غلبه بر ترسها
outfight doubts
غلبه بر تردیدها
outfight obstacles
غلبه بر موانع
he managed to outfight his opponent in the final round.
او موفق شد حریف خود را در دور پایانی شکست دهد.
the boxer trained hard to outfight his rivals.
جوشکار برای شکست دادن رقبای خود سخت تمرین کرد.
she believes she can outfight anyone in the competition.
او معتقد است که میتواند در مسابقه با هر کسی بجنگد و شکست دهد.
they strategized to outfight the stronger team.
آنها برای شکست دادن تیم قویتر استراتژی طراحی کردند.
in the championship, he was determined to outfight his challenger.
در مسابقات قهرمانی، او مصمم بود که حریف خود را شکست دهد.
to win the match, she needed to outfight her opponent's tactics.
برای بردن مسابقه، او باید تاکتیکهای حریف خود را شکست دهد.
outfighting is not just about strength, but also strategy.
جنگیدن و شکست دادن حریف فقط در مورد قدرت نیست، بلکه در مورد استراتژی نیز هست.
he trained daily to ensure he could outfight anyone.
او برای اطمینان از اینکه میتواند با هر کسی بجنگد و شکست دهد، به طور روزانه تمرین میکرد.
outfighting requires both physical and mental preparation.
جنگیدن و شکست دادن حریف هم به آمادگی جسمانی و هم به آمادگی ذهنی نیاز دارد.
she felt confident that she could outfight her fears.
او احساس اعتماد به نفس میکرد که میتواند ترسهای خود را شکست دهد.
outfight opponent
غلبه بر حریف
outfight rivals
غلبه بر رقیبان
outfight competition
غلبه بر رقابت
outfight enemy
غلبه بر دشمن
outfight challenges
غلبه بر چالشها
outfight limits
غلبه بر محدودیتها
outfight expectations
غلبه بر انتظارات
outfight fears
غلبه بر ترسها
outfight doubts
غلبه بر تردیدها
outfight obstacles
غلبه بر موانع
he managed to outfight his opponent in the final round.
او موفق شد حریف خود را در دور پایانی شکست دهد.
the boxer trained hard to outfight his rivals.
جوشکار برای شکست دادن رقبای خود سخت تمرین کرد.
she believes she can outfight anyone in the competition.
او معتقد است که میتواند در مسابقه با هر کسی بجنگد و شکست دهد.
they strategized to outfight the stronger team.
آنها برای شکست دادن تیم قویتر استراتژی طراحی کردند.
in the championship, he was determined to outfight his challenger.
در مسابقات قهرمانی، او مصمم بود که حریف خود را شکست دهد.
to win the match, she needed to outfight her opponent's tactics.
برای بردن مسابقه، او باید تاکتیکهای حریف خود را شکست دهد.
outfighting is not just about strength, but also strategy.
جنگیدن و شکست دادن حریف فقط در مورد قدرت نیست، بلکه در مورد استراتژی نیز هست.
he trained daily to ensure he could outfight anyone.
او برای اطمینان از اینکه میتواند با هر کسی بجنگد و شکست دهد، به طور روزانه تمرین میکرد.
outfighting requires both physical and mental preparation.
جنگیدن و شکست دادن حریف هم به آمادگی جسمانی و هم به آمادگی ذهنی نیاز دارد.
she felt confident that she could outfight her fears.
او احساس اعتماد به نفس میکرد که میتواند ترسهای خود را شکست دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید