| شکل سوم شخص مفرد | outrivals |
| صفت یا فعل حال استمراری | outrivalling |
| زمان گذشته | outrivalled |
| قسمت سوم فعل | outrivalled |
outrival the competition
غلبه بر رقابت
outrival the best
غلبه بر بهترینها
outrival all others
غلبه بر همه دیگران
outrival expectations
غلبه بر انتظارات
outrival previous records
غلبه بر رکوردهای قبلی
outrival rivals
غلبه بر رقیبان
outrival market leaders
غلبه بر رهبران بازار
outrival industry standards
غلبه بر استانداردهای صنعت
outrival top performers
غلبه بر بهترین عملکردها
outrival past achievements
غلبه بر دستاوردهای گذشته
she aims to outrival her competitors in the market.
او قصد دارد رقبای خود را در بازار پشت سر بگذارد.
the team's performance this season may outrival last year's success.
عملکرد تیم در این فصل ممکن است از موفقیت سال گذشته پیشی بگیرد.
he worked hard to outrival his peers in the industry.
او سخت تلاش کرد تا از همسالان خود در صنعت پیشی بگیرد.
many athletes train to outrival others in the olympics.
بسیاری از ورزشکاران برای پیشی گرفتن از دیگران در المپیک آموزش می بینند.
the new smartphone model is designed to outrival its predecessors.
مدل جدید گوشی هوشمند برای پیشی گرفتن از مدل های قبلی طراحی شده است.
her talent is enough to outrival any established artist.
مهارت او برای پیشی گرفتن از هر هنرمند شناخته شده ای کافی است.
they hope their innovations will outrival existing technologies.
آنها امیدوارند که نوآوری هایشان از فناوری های موجود پیشی بگیرد.
the company's goal is to outrival its biggest rival.
هدف شرکت پیشی گرفتن از بزرگترین رقیب خود است.
his skills in negotiation can outrival even the best in the field.
مهارت های او در مذاکره می تواند حتی از بهترین ها در این زمینه پیشی بگیرد.
to outrival the competition, they need a unique marketing strategy.
برای پیشی گرفتن از رقابت، آنها به یک استراتژی بازاریابی منحصر به فرد نیاز دارند.
outrival the competition
غلبه بر رقابت
outrival the best
غلبه بر بهترینها
outrival all others
غلبه بر همه دیگران
outrival expectations
غلبه بر انتظارات
outrival previous records
غلبه بر رکوردهای قبلی
outrival rivals
غلبه بر رقیبان
outrival market leaders
غلبه بر رهبران بازار
outrival industry standards
غلبه بر استانداردهای صنعت
outrival top performers
غلبه بر بهترین عملکردها
outrival past achievements
غلبه بر دستاوردهای گذشته
she aims to outrival her competitors in the market.
او قصد دارد رقبای خود را در بازار پشت سر بگذارد.
the team's performance this season may outrival last year's success.
عملکرد تیم در این فصل ممکن است از موفقیت سال گذشته پیشی بگیرد.
he worked hard to outrival his peers in the industry.
او سخت تلاش کرد تا از همسالان خود در صنعت پیشی بگیرد.
many athletes train to outrival others in the olympics.
بسیاری از ورزشکاران برای پیشی گرفتن از دیگران در المپیک آموزش می بینند.
the new smartphone model is designed to outrival its predecessors.
مدل جدید گوشی هوشمند برای پیشی گرفتن از مدل های قبلی طراحی شده است.
her talent is enough to outrival any established artist.
مهارت او برای پیشی گرفتن از هر هنرمند شناخته شده ای کافی است.
they hope their innovations will outrival existing technologies.
آنها امیدوارند که نوآوری هایشان از فناوری های موجود پیشی بگیرد.
the company's goal is to outrival its biggest rival.
هدف شرکت پیشی گرفتن از بزرگترین رقیب خود است.
his skills in negotiation can outrival even the best in the field.
مهارت های او در مذاکره می تواند حتی از بهترین ها در این زمینه پیشی بگیرد.
to outrival the competition, they need a unique marketing strategy.
برای پیشی گرفتن از رقابت، آنها به یک استراتژی بازاریابی منحصر به فرد نیاز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید