outthrust

[ایالات متحده]/ˈaʊtθrʌst/
[بریتانیا]/ˈaʊtθrʌst/

ترجمه

v. (به) بیرون زدن، به جلو پرتاب کردن
a. برآمده، بیرون زده
n. برآمدگی، بیرون زدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

outthrust jaw

چرخش ناگهانی فک

outthrust chin

چرخش ناگهانی چانه

outthrust rock

چرخش ناگهانی سنگ

outthrust limb

چرخش ناگهانی اندام

outthrust feature

چرخش ناگهانی ویژگی

outthrust ridge

چرخش ناگهانی لبه

outthrust arm

چرخش ناگهانی بازو

outthrust point

چرخش ناگهانی نوک

outthrust tongue

چرخش ناگهانی زبان

outthrust branch

چرخش ناگهانی شاخه

جملات نمونه

the mountain had an outthrust rock that was visible from miles away.

کوه دارای صخره‌ای بیرون زده بود که از مایل‌ها دور قابل مشاهده بود.

the outthrust branches of the tree created a perfect shelter.

شاخه های بیرون زده درخت پناهگاهی عالی ایجاد کردند.

he admired the outthrust features of the sculpture.

او به ویژگی های بیرون زده مجسمه علاقه مند بود.

the outthrust cliffs were a popular spot for climbers.

آب‌سنگ‌های بیرون زده مکان محبوبی برای صخره‌نوردان بود.

we walked along the outthrust ledge, enjoying the view.

ما در امتداد لبه بیرون زده قدم زدیم و از منظره لذت بردیم.

the design featured an outthrust element that caught everyone's attention.

طرح دارای عنصری بیرون زده بود که توجه همه را جلب کرد.

during the hike, we encountered an outthrust formation.

در طول پیاده‌روی، ما با یک سازندگی بیرون زده مواجه شدیم.

the outthrust part of the building was a unique architectural feature.

قسمت بیرون زده ساختمان یک ویژگی معماری منحصر به فرد بود.

she pointed out the outthrust section of the landscape.

او به بخش بیرون زده منظره اشاره کرد.

the artist emphasized the outthrust shapes in his painting.

هنرمند اشکال بیرون زده را در نقاشی خود برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید