| جمع | outthrusts |
outthrust jaw
چرخش ناگهانی فک
outthrust chin
چرخش ناگهانی چانه
outthrust rock
چرخش ناگهانی سنگ
outthrust limb
چرخش ناگهانی اندام
outthrust feature
چرخش ناگهانی ویژگی
outthrust ridge
چرخش ناگهانی لبه
outthrust arm
چرخش ناگهانی بازو
outthrust point
چرخش ناگهانی نوک
outthrust tongue
چرخش ناگهانی زبان
outthrust branch
چرخش ناگهانی شاخه
the mountain had an outthrust rock that was visible from miles away.
کوه دارای صخرهای بیرون زده بود که از مایلها دور قابل مشاهده بود.
the outthrust branches of the tree created a perfect shelter.
شاخه های بیرون زده درخت پناهگاهی عالی ایجاد کردند.
he admired the outthrust features of the sculpture.
او به ویژگی های بیرون زده مجسمه علاقه مند بود.
the outthrust cliffs were a popular spot for climbers.
آبسنگهای بیرون زده مکان محبوبی برای صخرهنوردان بود.
we walked along the outthrust ledge, enjoying the view.
ما در امتداد لبه بیرون زده قدم زدیم و از منظره لذت بردیم.
the design featured an outthrust element that caught everyone's attention.
طرح دارای عنصری بیرون زده بود که توجه همه را جلب کرد.
during the hike, we encountered an outthrust formation.
در طول پیادهروی، ما با یک سازندگی بیرون زده مواجه شدیم.
the outthrust part of the building was a unique architectural feature.
قسمت بیرون زده ساختمان یک ویژگی معماری منحصر به فرد بود.
she pointed out the outthrust section of the landscape.
او به بخش بیرون زده منظره اشاره کرد.
the artist emphasized the outthrust shapes in his painting.
هنرمند اشکال بیرون زده را در نقاشی خود برجسته کرد.
outthrust jaw
چرخش ناگهانی فک
outthrust chin
چرخش ناگهانی چانه
outthrust rock
چرخش ناگهانی سنگ
outthrust limb
چرخش ناگهانی اندام
outthrust feature
چرخش ناگهانی ویژگی
outthrust ridge
چرخش ناگهانی لبه
outthrust arm
چرخش ناگهانی بازو
outthrust point
چرخش ناگهانی نوک
outthrust tongue
چرخش ناگهانی زبان
outthrust branch
چرخش ناگهانی شاخه
the mountain had an outthrust rock that was visible from miles away.
کوه دارای صخرهای بیرون زده بود که از مایلها دور قابل مشاهده بود.
the outthrust branches of the tree created a perfect shelter.
شاخه های بیرون زده درخت پناهگاهی عالی ایجاد کردند.
he admired the outthrust features of the sculpture.
او به ویژگی های بیرون زده مجسمه علاقه مند بود.
the outthrust cliffs were a popular spot for climbers.
آبسنگهای بیرون زده مکان محبوبی برای صخرهنوردان بود.
we walked along the outthrust ledge, enjoying the view.
ما در امتداد لبه بیرون زده قدم زدیم و از منظره لذت بردیم.
the design featured an outthrust element that caught everyone's attention.
طرح دارای عنصری بیرون زده بود که توجه همه را جلب کرد.
during the hike, we encountered an outthrust formation.
در طول پیادهروی، ما با یک سازندگی بیرون زده مواجه شدیم.
the outthrust part of the building was a unique architectural feature.
قسمت بیرون زده ساختمان یک ویژگی معماری منحصر به فرد بود.
she pointed out the outthrust section of the landscape.
او به بخش بیرون زده منظره اشاره کرد.
the artist emphasized the outthrust shapes in his painting.
هنرمند اشکال بیرون زده را در نقاشی خود برجسته کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید