| زمان گذشته | overbalanced |
| قسمت سوم فعل | overbalanced |
| صفت یا فعل حال استمراری | overbalancing |
| جمع | overbalances |
| شکل سوم شخص مفرد | overbalances |
overbalance risk
خطر واژگونی
overbalance situation
وضعیت واژگونی
overbalance effects
اثرات واژگونی
overbalance factors
عوامل واژگونی
overbalance strategy
استراتژی واژگونی
overbalance condition
شرایط واژگونی
overbalance issue
مشکل واژگونی
overbalance approach
رویکرد واژگونی
overbalance analysis
تجزیه و تحلیل واژگونی
overbalance impact
تاثیر واژگونی
his emotions can easily overbalance his rational thoughts.
احساسات او میتوانند به راحتی تفکرات منطقی او را تحتالشعاع قرار دهند.
don't let your enthusiasm overbalance your judgment.
اجازه ندهید شور و اشتیاق شما قضاوت شما را تحتالشعاع قرار دهد.
the weight on one side of the scale may overbalance it.
وزن در یک طرف ترازو ممکن است آن را تحتالشعاع قرار دهد.
it's important not to overbalance your priorities.
مهم است که اولویتهای خود را تحتالشعاع قرار ندهید.
she tends to overbalance her work and personal life.
او معمولاً بین کار و زندگی شخصی خود تعادل را به هم میزند.
the team needs to ensure that no single player overbalances the strategy.
تیم باید اطمینان حاصل کند که هیچ بازیکنی استراتژی را تحتالشعاع قرار ندهد.
overbalance in one direction can lead to failure.
عدم تعادل در یک جهت میتواند منجر به شکست شود.
he was warned not to overbalance his resources.
به او هشدار داده شد که منابع خود را تحتالشعاع قرار ندهد.
the project could overbalance if too many changes are made.
اگر تغییرات زیادی ایجاد شود، پروژه ممکن است تحتالشعاع قرار گیرد.
we must avoid actions that could overbalance the budget.
ما باید از اقداماتی که میتوانند بودجه را تحتالشعاع قرار دهند، اجتناب کنیم.
overbalance risk
خطر واژگونی
overbalance situation
وضعیت واژگونی
overbalance effects
اثرات واژگونی
overbalance factors
عوامل واژگونی
overbalance strategy
استراتژی واژگونی
overbalance condition
شرایط واژگونی
overbalance issue
مشکل واژگونی
overbalance approach
رویکرد واژگونی
overbalance analysis
تجزیه و تحلیل واژگونی
overbalance impact
تاثیر واژگونی
his emotions can easily overbalance his rational thoughts.
احساسات او میتوانند به راحتی تفکرات منطقی او را تحتالشعاع قرار دهند.
don't let your enthusiasm overbalance your judgment.
اجازه ندهید شور و اشتیاق شما قضاوت شما را تحتالشعاع قرار دهد.
the weight on one side of the scale may overbalance it.
وزن در یک طرف ترازو ممکن است آن را تحتالشعاع قرار دهد.
it's important not to overbalance your priorities.
مهم است که اولویتهای خود را تحتالشعاع قرار ندهید.
she tends to overbalance her work and personal life.
او معمولاً بین کار و زندگی شخصی خود تعادل را به هم میزند.
the team needs to ensure that no single player overbalances the strategy.
تیم باید اطمینان حاصل کند که هیچ بازیکنی استراتژی را تحتالشعاع قرار ندهد.
overbalance in one direction can lead to failure.
عدم تعادل در یک جهت میتواند منجر به شکست شود.
he was warned not to overbalance his resources.
به او هشدار داده شد که منابع خود را تحتالشعاع قرار ندهد.
the project could overbalance if too many changes are made.
اگر تغییرات زیادی ایجاد شود، پروژه ممکن است تحتالشعاع قرار گیرد.
we must avoid actions that could overbalance the budget.
ما باید از اقداماتی که میتوانند بودجه را تحتالشعاع قرار دهند، اجتناب کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید