overblowing the situation
بزرگنمایی کردن وضعیت
overblowing things
بزرگنمایی کردن مسائل
overblowing the importance
بزرگنمایی اهمیت
overblowing the issue
بزرگنمایی موضوع
overblowing it
بزرگنمایی آن
media tends to overblowing minor incidents into national crises.
رسانه ها معمولاً حوادث جزئی را به بحران های ملی تبدیل می کنند.
the politician was accused of overblowing the security threat to justify new laws.
سیاستمدار به این اتهام متهم شد که برای توجیه قوانین جدید، تهدید امنیتی را بزرگنمایی کرده است.
some analysts believe the company is overblowing its quarterly losses.
برخی از تحلیلگران معتقدند که شرکت زیان های سه ماهه خود را بزرگنمایی می کند.
parents often overblowing the dangers of social media for their children.
والدین اغلب خطرات رسانه های اجتماعی را برای فرزندان خود بزرگنمایی می کنند.
the report overblowing the environmental impact led to unnecessary panic.
گزارش بزرگنمایی اثرات زیست محیطی منجر به وحشت غیر ضروری شد.
he apologized for overblowing the situation during the meeting.
او برای بزرگنمایی وضعیت در طول جلسه عذرخواهی کرد.
experts warn against overblowing the significance of preliminary results.
متخصصان هشدار می دهند که نباید اهمیت نتایج اولیه را بزرگنمایی کرد.
the documentary was criticized for overblowing the historical facts.
مستند به خاطر بزرگنمایی حقایق تاریخی مورد انتقاد قرار گرفت.
marketing teams sometimes overblowing product capabilities to attract customers.
تیم های بازاریابی گاهی اوقات برای جذب مشتریان، قابلیت های محصول را بزرگنمایی می کنند.
critics claim the review is overblowing the film's flaws without context.
منتقدان ادعا می کنند که بررسی بدون زمینه، نقص های فیلم را بزرگنمایی می کند.
scientists cautioned against overblowing the initial study findings.
دانشمندان در مورد بزرگنمایی یافته های اولیه مطالعه هشدار دادند.
the union leader was overblowing workers' grievances to gain public support.
رهبر اتحادیه برای جلب حمایت عمومی، نارضایتی های کارگران را بزرگنمایی می کرد.
overblowing the situation
بزرگنمایی کردن وضعیت
overblowing things
بزرگنمایی کردن مسائل
overblowing the importance
بزرگنمایی اهمیت
overblowing the issue
بزرگنمایی موضوع
overblowing it
بزرگنمایی آن
media tends to overblowing minor incidents into national crises.
رسانه ها معمولاً حوادث جزئی را به بحران های ملی تبدیل می کنند.
the politician was accused of overblowing the security threat to justify new laws.
سیاستمدار به این اتهام متهم شد که برای توجیه قوانین جدید، تهدید امنیتی را بزرگنمایی کرده است.
some analysts believe the company is overblowing its quarterly losses.
برخی از تحلیلگران معتقدند که شرکت زیان های سه ماهه خود را بزرگنمایی می کند.
parents often overblowing the dangers of social media for their children.
والدین اغلب خطرات رسانه های اجتماعی را برای فرزندان خود بزرگنمایی می کنند.
the report overblowing the environmental impact led to unnecessary panic.
گزارش بزرگنمایی اثرات زیست محیطی منجر به وحشت غیر ضروری شد.
he apologized for overblowing the situation during the meeting.
او برای بزرگنمایی وضعیت در طول جلسه عذرخواهی کرد.
experts warn against overblowing the significance of preliminary results.
متخصصان هشدار می دهند که نباید اهمیت نتایج اولیه را بزرگنمایی کرد.
the documentary was criticized for overblowing the historical facts.
مستند به خاطر بزرگنمایی حقایق تاریخی مورد انتقاد قرار گرفت.
marketing teams sometimes overblowing product capabilities to attract customers.
تیم های بازاریابی گاهی اوقات برای جذب مشتریان، قابلیت های محصول را بزرگنمایی می کنند.
critics claim the review is overblowing the film's flaws without context.
منتقدان ادعا می کنند که بررسی بدون زمینه، نقص های فیلم را بزرگنمایی می کند.
scientists cautioned against overblowing the initial study findings.
دانشمندان در مورد بزرگنمایی یافته های اولیه مطالعه هشدار دادند.
the union leader was overblowing workers' grievances to gain public support.
رهبر اتحادیه برای جلب حمایت عمومی، نارضایتی های کارگران را بزرگنمایی می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید