overcrowds occur
تراکم جمعیت رخ میدهد
overcrowds increase
تراکم جمعیت افزایش مییابد
overcrowds affect
تراکم جمعیت بر اثر میگذارد
overcrowds cause
تراکم جمعیت باعث میشود
overcrowds disperse
تراکم جمعیت پراکنده میشود
overcrowds gather
تراکم جمعیت جمع میشود
overcrowds control
تراکم جمعیت کنترل میشود
overcrowds manage
تراکم جمعیت مدیریت میشود
overcrowds overwhelm
تراکم جمعیت غرق میکند
overcrowds diminish
تراکم جمعیت کاهش مییابد
the festival overcrowds the city every summer.
جشنواره هر سال در فصل تابستان شهر را بیش از حد شلوغ میکند.
overcrowds at the concert made it hard to move.
شلوغی بیش از حد در کنسرت باعث شد حرکت کردن سخت باشد.
during holidays, the shopping mall often overcrowds.
در تعطیلات، مرکز خرید اغلب بیش از حد شلوغ میشود.
the subway system struggles with overcrowds during rush hours.
سیستم مترو در ساعات شلوغی با ازدحام جمعیت دست و پنجه نرم میکند.
overcrowds at the beach can ruin the experience.
شلوغی بیش از حد در ساحل میتواند تجربه را خراب کند.
schools often overcrowds, leading to larger class sizes.
مدارس اغلب بیش از حد شلوغ میشوند که منجر به افزایش تعداد دانشآموزان در کلاسها میشود.
overcrowds in the city can lead to increased pollution.
شلوغی بیش از حد در شهر میتواند منجر به افزایش آلودگی شود.
the theme park is known for its overcrowds during peak season.
پارک موضوع در فصل اوج گردشگران به دلیل ازدحام جمعیت معروف است.
overcrowds at the event caused some safety concerns.
شلوغی بیش از حد در رویداد باعث نگرانیهای ایمنی شد.
local authorities are addressing issues caused by overcrowds.
مقامات محلی در حال رسیدگی به مشکلاتی هستند که ناشی از ازدحام جمعیت است.
overcrowds occur
تراکم جمعیت رخ میدهد
overcrowds increase
تراکم جمعیت افزایش مییابد
overcrowds affect
تراکم جمعیت بر اثر میگذارد
overcrowds cause
تراکم جمعیت باعث میشود
overcrowds disperse
تراکم جمعیت پراکنده میشود
overcrowds gather
تراکم جمعیت جمع میشود
overcrowds control
تراکم جمعیت کنترل میشود
overcrowds manage
تراکم جمعیت مدیریت میشود
overcrowds overwhelm
تراکم جمعیت غرق میکند
overcrowds diminish
تراکم جمعیت کاهش مییابد
the festival overcrowds the city every summer.
جشنواره هر سال در فصل تابستان شهر را بیش از حد شلوغ میکند.
overcrowds at the concert made it hard to move.
شلوغی بیش از حد در کنسرت باعث شد حرکت کردن سخت باشد.
during holidays, the shopping mall often overcrowds.
در تعطیلات، مرکز خرید اغلب بیش از حد شلوغ میشود.
the subway system struggles with overcrowds during rush hours.
سیستم مترو در ساعات شلوغی با ازدحام جمعیت دست و پنجه نرم میکند.
overcrowds at the beach can ruin the experience.
شلوغی بیش از حد در ساحل میتواند تجربه را خراب کند.
schools often overcrowds, leading to larger class sizes.
مدارس اغلب بیش از حد شلوغ میشوند که منجر به افزایش تعداد دانشآموزان در کلاسها میشود.
overcrowds in the city can lead to increased pollution.
شلوغی بیش از حد در شهر میتواند منجر به افزایش آلودگی شود.
the theme park is known for its overcrowds during peak season.
پارک موضوع در فصل اوج گردشگران به دلیل ازدحام جمعیت معروف است.
overcrowds at the event caused some safety concerns.
شلوغی بیش از حد در رویداد باعث نگرانیهای ایمنی شد.
local authorities are addressing issues caused by overcrowds.
مقامات محلی در حال رسیدگی به مشکلاتی هستند که ناشی از ازدحام جمعیت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید