congest

[ایالات متحده]/kənˈdʒɛst/
[بریتانیا]/kənˈdʒɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پر کردن یا مسدود کردن چیزی؛ شلوغ کردن یا پر کردن
vi. مسدود یا پر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

congest traffic

ترافیک سنگین

congest city

شهر شلوغ

congest network

شبکه شلوغ

congest airway

فضای هوایی شلوغ

congest pipeline

خط لوله شلوغ

congest zone

منطقه شلوغ

congest system

سیستم شلوغ

congest area

منطقه شلوغ

congest route

مسیر شلوغ

congest service

خدمات شلوغ

جملات نمونه

the traffic tends to congest during rush hour.

ترافیک معمولاً در ساعات شلوغی افزایش می‌یابد.

the city's roads are congested with vehicles.

جاده‌های شهر مملو از خودرو هستند.

too many people can congest the waiting area.

افراد زیاد می‌توانند فضای انتظار را شلوغ کنند.

heavy snowfall can congest the highways.

بارندگی شدید می‌تواند بزرگراه‌ها را مسدود کند.

allergies can congest the nasal passages.

آلرژی‌ها می‌توانند مجاری بینی را مسدود کنند.

they worked to prevent the pipes from congesting.

آنها برای جلوگیری از مسدود شدن لوله‌ها تلاش کردند.

public transportation can congest during holidays.

حمل و نقل عمومی می‌تواند در تعطیلات شلوغ شود.

excessive waste can congest the drainage system.

ضایعات بیش از حد می‌تواند سیستم زهکشی را مسدود کند.

his emotions began to congest within him.

احساساتش شروع به تجمع در وجود او کرد.

we need to find a way to congest the flow of traffic.

ما باید راهی برای افزایش جریان ترافیک پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید