overfilled

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈfɪld/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈfɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی overfill

عبارات و ترکیب‌ها

overfilled cup

جام سرریز شده

overfilled container

ظرف سرریز شده

overfilled bag

کیف سرریز شده

overfilled tank

مخزن سرریز شده

overfilled basket

سبد سرریز شده

overfilled drawer

کشوی سرریز شده

overfilled inbox

صندوق ورودی سرریز شده

overfilled suitcase

چمدان سرریز شده

overfilled plate

سینی سرریز شده

overfilled glass

لیوان سرریز شده

جملات نمونه

the cup was overfilled with coffee.

لیوان پر از قهوه شده بود.

she overfilled the suitcase and struggled to close it.

او چمدان را بیش از حد پر کرد و برای بستن آن تلاش کرد.

the reservoir was overfilled after the heavy rain.

بعد از باران شدید، مخزن بیش از حد پر شده بود.

don't overfill the gas tank to avoid spills.

برای جلوگیری از ریختن، باک بنزین را بیش از حد پر نکنید.

he overfilled the bowl with popcorn for the movie night.

او کاسه پاپ کورن را برای شب فیلم بیش از حد پر کرد.

the bathtub was overfilled, causing water to spill onto the floor.

سطل حمام بیش از حد پر شده بود و باعث شد آب روی زمین بریزد.

she realized she had overfilled her backpack with books.

او متوجه شد کوله‌پشتی خود را با کتاب بیش از حد پر کرده است.

the jar was overfilled with candies, making it hard to close.

شیشه با آبنبات پر شده بود و بستن آن را دشوار می کرد.

the server was overfilled with requests during peak hours.

در ساعات اوج، سرور با درخواست ها بیش از حد پر شده بود.

after the party, the trash bin was overfilled with waste.

بعد از مهمانی، سطل زباله با زباله بیش از حد پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید