overstayed my welcome
بیش از حد طولانی ماندم
overstayed the limit
از حد تجاوز کردم
overstayed the visa
بیش از اعتبار ویزا ماندم
overstayed too long
خیلی زیاد طولانی ماندم
overstayed his time
وقتش را از دست داد
overstayed their stay
بیش از حد در آنجا ماندند
overstayed the deadline
مهلت را از دست دادم
overstayed our visit
از زمان بازدیدمان بیشتر ماندیم
overstayed the invitation
از دعوت بیشتر ماندیم
overstayed the hospitality
از مهمان نوازی بیشتر استفاده کردیم
he overstayed his visa by two months.
او ویزایش را بیش از دو ماه اعتبار گذشته بود.
they realized they had overstayed their welcome.
آنها متوجه شدند که زمان خود را رد کرده اند.
she was worried about having overstayed in the country.
او نگران این بود که در این کشور بیش از حد بماند.
after he overstayed, he faced legal consequences.
بعد از اینکه او اعتبارش منقضی شد، با عواقب قانونی روبرو شد.
they had overstayed their time at the party.
آنها زمان حضورشان در مهمانی را رد کرده بودند.
overstayed guests can sometimes be awkward.
مهمانانی که زمان حضورشان را رد کرده اند گاهی اوقات ناراحت کننده هستند.
he overstayed his invitation and it caused tension.
او زمان دعوت خود را رد کرد و باعث تنش شد.
many tourists accidentally overstayed their travel limits.
بسیاری از گردشگران به طور تصادفی زمان سفر خود را رد کردند.
she was warned that she might have overstayed.
به او هشدار داده شد که ممکن است زمان حضورش را رد کرده باشد.
overstayed time can lead to fines or deportation.
رد کردن زمان می تواند منجر به جریمه یا اخراج شود.
overstayed my welcome
بیش از حد طولانی ماندم
overstayed the limit
از حد تجاوز کردم
overstayed the visa
بیش از اعتبار ویزا ماندم
overstayed too long
خیلی زیاد طولانی ماندم
overstayed his time
وقتش را از دست داد
overstayed their stay
بیش از حد در آنجا ماندند
overstayed the deadline
مهلت را از دست دادم
overstayed our visit
از زمان بازدیدمان بیشتر ماندیم
overstayed the invitation
از دعوت بیشتر ماندیم
overstayed the hospitality
از مهمان نوازی بیشتر استفاده کردیم
he overstayed his visa by two months.
او ویزایش را بیش از دو ماه اعتبار گذشته بود.
they realized they had overstayed their welcome.
آنها متوجه شدند که زمان خود را رد کرده اند.
she was worried about having overstayed in the country.
او نگران این بود که در این کشور بیش از حد بماند.
after he overstayed, he faced legal consequences.
بعد از اینکه او اعتبارش منقضی شد، با عواقب قانونی روبرو شد.
they had overstayed their time at the party.
آنها زمان حضورشان در مهمانی را رد کرده بودند.
overstayed guests can sometimes be awkward.
مهمانانی که زمان حضورشان را رد کرده اند گاهی اوقات ناراحت کننده هستند.
he overstayed his invitation and it caused tension.
او زمان دعوت خود را رد کرد و باعث تنش شد.
many tourists accidentally overstayed their travel limits.
بسیاری از گردشگران به طور تصادفی زمان سفر خود را رد کردند.
she was warned that she might have overstayed.
به او هشدار داده شد که ممکن است زمان حضورش را رد کرده باشد.
overstayed time can lead to fines or deportation.
رد کردن زمان می تواند منجر به جریمه یا اخراج شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید