overstuff

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstʌf/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstʌf/

ترجمه

vt. به طور بیش از حد پر کردن
v. بیش از حد پر کردن یا افزودن پد ضخیم به مبلمان

عبارات و ترکیب‌ها

overstuffed chair

صندلی پرشده

overstuffed suitcase

چمدان پرشده

overstuffed closet

کمد پرشده

overstuffed bag

کیف پرشده

overstuffed pillow

بالش پرشده

overstuffed animal

حیوان اسباب‌بازی پرشده

overstuffed file

فایل پرشده

overstuffed sandwich

ساندویچ پرشده

overstuffed wallet

کیف پول پرشده

overstuffed drawer

کشوی پرشده

جملات نمونه

don't overstuff your suitcase or it won't close properly.

ساک سفر خود را بیش از حد پر نکنید، در غیر این صورت به درستی بسته نخواهد شد.

the chef warned us not to overstuff the dumplings.

سرآشپز به ما هشدار داد که نباید دلمه ها را بیش از حد پر کنیم.

overstuffing the cushions can make them lose their shape.

پر کردن بیش از حد بالش ها می تواند باعث شود شکل خود را از دست بدهند.

she tends to overstuff her backpack with unnecessary items.

او معمولاً کوله پشتی خود را با وسایل غیر ضروری پر می کند.

make sure not to overstuff the turkey before roasting it.

مطمئن شوید که قبل از پختن آن، بوقلمون را بیش از حد پر نکنید.

overstuffing a closet can lead to disorganization.

پر کردن بیش از حد یک کمد می تواند منجر به بی نظمی شود.

he overstuffed the envelope with papers, making it hard to seal.

او پاکت را با کاغذها بیش از حد پر کرد و بستن آن را دشوار کرد.

it's easy to overstuff a pizza with too many toppings.

به راحتی می توان یک پیتزا را با مقدار زیادی مواد روی آن بیش از حد پر کرد.

overstuffing your schedule can lead to burnout.

پر کردن بیش از حد برنامه خود می تواند منجر به فرسودگی شود.

they overstuffed the gift bag, making it difficult to carry.

آنها کیسه هدیه را بیش از حد پر کردند و حمل آن را دشوار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید