parallelled

[ایالات متحده]/ˈpærəˌlɛld/
[بریتانیا]/ˈpærəˌlɛld/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته parallel؛ قابل مقایسه بودن با؛ مقایسه کردن برای یافتن شباهت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

parallelled efforts

تلاش‌های موازی

parallelled growth

رشد موازی

parallelled success

موفقیت موازی

parallelled trends

روندهای موازی

parallelled experiences

تجربه‌های موازی

parallelled development

توسعه موازی

parallelled strategies

استراتژی‌های موازی

parallelled paths

مسیرهای موازی

parallelled objectives

اهداف موازی

parallelled achievements

دستاوردهای موازی

جملات نمونه

the artist's work is often paralleled to that of the great masters.

اثر هنرمند اغلب با آثار استادان بزرگ مقایسه می‌شود.

her achievements can be paralleled with those of her peers.

دستاوردهای او را می‌توان با دستاوردهای همسالانش مقایسه کرد.

the two studies paralleled each other in their findings.

دو مطالعه در یافته‌های خود با هم موازی بودند.

his career paralleled the rise of the technology industry.

مسیر شغلی او با رشد صنعت فناوری همزمان بود.

the novel's themes are paralleled in modern literature.

مضامین رمان در ادبیات مدرن بازتاب داده می‌شوند.

her dedication to her work is paralleled by her commitment to her family.

تعهد او به کارش با تعهد او به خانواده‌اش قابل مقایسه است.

the historical events can be paralleled in today's society.

می‌توان رویدادهای تاریخی را در جامعه امروز بازتاب داد.

his passion for music is paralleled by his love for art.

اشتیاق او به موسیقی با عشق او به هنر قابل مقایسه است.

the two projects paralleled in their goals and objectives.

دو پروژه در اهداف و اهداف خود با هم موازی بودند.

the trends in fashion paralleled those in pop culture.

روندهای مد با روندهای فرهنگ عامه قابل مقایسه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید