parters

[ایالات متحده]/ˈpɑːtəz/
[بریتانیا]/ˈpɑːrtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع parter؛ همکاران، شراکت‌کنندگان

جملات نمونه

we need to build trust with our strategic partners.

ما باید اعتماد خود را با شرکای استراتژیک خود بسازیم.

she has been my business partner for over ten years.

او به مدت بیش از ده سال شریک کار من بوده است.

the company is looking for local partners to expand into new markets.

شرکت در حال جستجوی شرکای محلی برای ورود به بازارهای جدید است.

our technology partners provide essential software solutions.

شرکای فناوری ما راه حل‌های نرم افزاری ضروری را فراهم می‌کنند.

effective communication is key to maintaining strong partner relationships.

ارتباط موثر کلید حفظ روابط قوی با شرکای ما است.

all partners must sign the updated agreement by friday.

همه شرکای باید قرارداد به‌روز شده را تا پنجشنبه امضا کنند.

the charity works with various corporate partners to raise funds.

این خیریه با چندین شرکت‌های خصوصی همکاری می‌کند تا پول جمع‌آوری کند.

he introduced his dance partner to the rest of the troupe.

او شریک رقص خود را به سایر اعضای گروه معرفی کرد.

we consider our suppliers as valued partners in our supply chain.

ما تأمین کنندگان خود را به عنوان شرکای ارزشمند در زنجیره تأمین خود در نظر می‌گیریم.

the law firm invited two senior associates to become partners.

این کارگاه حقوقی دو همکار ارشد را به شریک شدن دعوت کرد.

joint ventures often require careful alignment between foreign and domestic partners.

سرمایه گذاری‌های مشترک اغلب نیاز به هماهنگی دقیق بین شرکای خارجی و داخلی دارد.

our channel partners play a crucial role in our sales strategy.

شرکای کانال ما در استراتژی فروش ما نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید