partisanize

[ایالات متحده]/[ˈpɑːtɪzənˌaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːrtɪzənˌaɪz]/

ترجمه

v. سازماندهی یا دخالت دادن افراد در گروه‌ها یا جناح‌های حزبی؛ پر کردن با روحیه یا جانب‌داری حزبی؛ سازماندهی یا دخالت دادن افراد در گروه‌ها یا جناح‌های حزبی؛ پر کردن با روحیه یا جانب‌داری حزبی؛ سازماندهی یا دخالت دادن افراد در گروه‌ها یا جناح‌های حزبی؛ پر کردن با روحیه یا جانب‌داری حزبی؛ سازماندهی یا دخالت دادن افراد در گروه‌ها یا جناح‌های حزبی؛ پر کردن با روحیه یا جانب‌داری حزبی.

عبارات و ترکیب‌ها

partisanize efforts

تلاش‌ها را حزبی کنید

partisanize debate

بحث را حزبی کنید

partisanized view

دیدگاه حزبی

partisanize further

آن را بیشتر حزبی کنید

partisanized approach

رویکرد حزبی

partisanize discussions

بحث‌ها را حزبی کنید

partisanized stance

موضع حزبی

جملات نمونه

the campaign sought to partisanize the electorate along ideological lines.

کمپین به دنبال این بود که رای‌دهندگان را بر اساس خطوط ایدئولوژیک حزب‌گرا کند.

don't let the issue become partisanized; let's find common ground.

نگذارید این موضوع حزب‌گرا شود؛ بیایید زمینه‌های مشترک را پیدا کنیم.

the media often partisanizes complex issues for ratings.

رسانه‌ها اغلب برای جذب مخاطب، مسائل پیچیده را حزب‌گرا می‌کنند.

we need to avoid partisanizing the discussion about climate change.

ما باید از حزب‌گرا کردن بحث در مورد تغییرات آب و هوایی خودداری کنیم.

the speaker warned against partisanizing the debate over healthcare.

سخنرانی هشدار داد که نباید بحث در مورد مراقبت‌های بهداشتی را حزب‌گرا کرد.

the report aimed to analyze how the issue was partisanized.

گزارش به منظور تجزیه و تحلیل این موضوع طراحی شده بود که چگونه حزب‌گرا شده است.

it's crucial to de-partisanize the conversation and listen to all sides.

ضروری است که بحث را از حزب‌گرایی دور کنیم و به همه طرف‌ها گوش دهیم.

the politician accused the opposition of trying to partisanize the vote.

سیاستمدار، مخالفان را به تلاش برای حزب‌گرا کردن رای متهم کرد.

the goal is to understand the factors that led to the partisanization of the policy.

هدف این است که عواملی را که منجر به حزب‌گرا شدن سیاست شد، درک کنیم.

the study examined the ways in which public opinion was partisanized.

مطالعه روش‌هایی را که در آن افکار عمومی حزب‌گرا شده بود، بررسی کرد.

we must resist the urge to partisanize every aspect of the situation.

ما باید در برابر وسوسه حزب‌گرا کردن هر جنبه از وضعیت مقاومت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید