| جمع | parys |
the city council decided to repair the bridge immediately.
شورای شهر تصمیم گرفت که به فوراً پل را تعمیر کند.
he went to the mechanic to repair his car engine.
او به مکانیک رفت تا موتور ماشینش را تعمیر کند.
we need to repair the roof before the rainy season starts.
ما باید قبل از شروع فصل بارانی کف روی خانه را تعمیر کنیم.
it took hours to repair the damage caused by the storm.
تعمیر خسارت ایجاد شده توسط باران ساعتها زمان گرفت.
the relationship was difficult to repair after the betrayal.
پس از خیانت، روابط تعمیر کردن سختی داشت.
you should repair the tear in your jacket before it gets worse.
شما باید قبل از اینکه بدتر شود، گسیختگی در جاکت خود را تعمیر کنید.
the computer technician managed to repair the corrupted hard drive.
تکنیسیون کامپیوتر موفق شد تا دیسک سخت فاسد را تعمیر کند.
the government promised to repair the crumbling infrastructure.
دولت قول داد تا زیرساختهای شکسته را تعمیر کند.
she tried to repair the broken vase with super glue.
او سعی کرد با چسب فوقالعاده گردن گشاده لوازم شکسته را تعمیر کند.
regular maintenance helps to repair minor issues before they escalate.
نگهداری منظم به تعمیر مشکلات کوچک قبل از اینکه تشدید شوند کمک میکند.
they hired a professional to repair the antique clock.
آنها یک متخصص را برای تعمیر ساعت باستانی استخدام کردند.
the city council decided to repair the bridge immediately.
شورای شهر تصمیم گرفت که به فوراً پل را تعمیر کند.
he went to the mechanic to repair his car engine.
او به مکانیک رفت تا موتور ماشینش را تعمیر کند.
we need to repair the roof before the rainy season starts.
ما باید قبل از شروع فصل بارانی کف روی خانه را تعمیر کنیم.
it took hours to repair the damage caused by the storm.
تعمیر خسارت ایجاد شده توسط باران ساعتها زمان گرفت.
the relationship was difficult to repair after the betrayal.
پس از خیانت، روابط تعمیر کردن سختی داشت.
you should repair the tear in your jacket before it gets worse.
شما باید قبل از اینکه بدتر شود، گسیختگی در جاکت خود را تعمیر کنید.
the computer technician managed to repair the corrupted hard drive.
تکنیسیون کامپیوتر موفق شد تا دیسک سخت فاسد را تعمیر کند.
the government promised to repair the crumbling infrastructure.
دولت قول داد تا زیرساختهای شکسته را تعمیر کند.
she tried to repair the broken vase with super glue.
او سعی کرد با چسب فوقالعاده گردن گشاده لوازم شکسته را تعمیر کند.
regular maintenance helps to repair minor issues before they escalate.
نگهداری منظم به تعمیر مشکلات کوچک قبل از اینکه تشدید شوند کمک میکند.
they hired a professional to repair the antique clock.
آنها یک متخصص را برای تعمیر ساعت باستانی استخدام کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید