passo

[ایالات متحده]/ˈpæsəʊ/
[بریتانیا]/ˈpæsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گام؛ یک نام جایگاه در آرژانتین و اندونسی
شکل‌های واژه
جمعpassos

جملات نمونه

the dancer moved al passo with the music.

رقصنده با ریتم موسیقی حرکت کرد.

we need to slow down to a passo moderato.

باید به یک ریتم معتدل کاهش یابد.

the march continued at a steady passo.

پیاده روی با یک ریتم ثابت ادامه یافت.

he counted the tempo in passo.

او ریتم را با یک ریتم شمرد.

the military band kept perfect passo.

بیسیم نظامی ریتم کاملی داشت.

let's maintain a brisk passo throughout the piece.

بیایید در طول این مقطع ریتمی سریع حفظ کنیم.

the rhythm section established a solid passo.

بخش ریتم یک ریتم محکم ایجاد کرد.

follow the conductor's tempo and keep the passo steady.

به ریتم دستیار دنبال کنید و ریتم را ثابت نگه دارید.

the passage requires a careful balance of passo and expression.

این بخش نیاز به تعادل دقیقی بین ریتم و بیان دارد.

at the beginning, establish a quiet passo.

در ابتدا یک ریتم آرام ایجاد کنید.

the dancers must synchronize their passo precisely.

رقصندگان باید ریتم خود را به طور دقیق همگام کنند.

listen for the cambio di passo in measure twelve.

در ضربات دوازده، به تغییر ریتم گوش دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید