payday

[ایالات متحده]/ˈpeɪdeɪ/
[بریتانیا]/ˈpeɪdeɪ/

ترجمه

n. روزی که کارمندان حقوق خود را دریافت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

payday weekend

آخر هفته حقوق

payday loan

وام حقوق

waiting for payday

منتظر پرداخت حقوق

payday advance

پیش پرداخت حقوق

after payday

بعد از پرداخت حقوق

payday blues

غم‌های مربوط به حقوق

next payday

حقوق بعدی

payday check

چک حقوق

missed payday

عدم دریافت حقوق

early payday

پرداخت حقوق زودتر از موعد

جملات نمونه

i'm really looking forward to payday this week.

من واقعاً منتظر روز پرداخت این هفته هستم.

we usually go out for dinner on payday.

ما معمولاً برای شام بیرون می‌رویم در روز پرداخت.

rent is due on payday, so i need to transfer the money.

اجاره باید در روز پرداخت پرداخت شود، بنابراین من باید پول را انتقال دهم.

i spent all my savings before payday.

من تمام پس اندازهایم را قبل از روز پرداخت خرج کردم.

it's tough waiting until payday to get paid.

صبر کردن تا روز پرداخت برای دریافت حقوق سخت است.

i'm planning a small shopping spree on payday.

من قصد دارم یک خرید کوچک در روز پرداخت انجام دهم.

my payday is always the last friday of the month.

روز پرداخت من همیشه آخرین جمعه ماه است.

i need to budget carefully until payday.

من باید تا روز پرداخت با دقت بودجه‌بندی کنم.

the excitement of payday is always a good feeling.

هیجان روز پرداخت همیشه یک حس خوب است.

i'll deposit my check as soon as i get paid on payday.

به محض اینکه در روز پرداخت حقوقم را گرفتم، چک خود را واریز خواهم کرد.

i'm counting down the days until payday.

من منتظر می‌شمارم تا روز پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید