pennyworth

[ایالات متحده]/ˈpɛnɪwɜːθ/
[بریتانیا]/ˈpɛnɪwɜrθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارزش یا بها یک پنی؛ مقدار یا ارزش کوچک؛ چیزی که به اندازه یک پنی ارزش دارد؛ یک معامله
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pennyworth of sense

یک پنس ارزش

pennyworth of value

یک پنس ارزش

pennyworth of advice

یک پنس نصیحت

pennyworth of knowledge

یک پنس دانش

pennyworth of truth

یک پنس حقیقت

pennyworth of help

یک پنس کمک

pennyworth of effort

یک پنس تلاش

pennyworth of time

یک پنس زمان

pennyworth of joy

یک پنس شادی

pennyworth of fun

یک پنس سرگرمی

جملات نمونه

his advice was worth a pennyworth.

توصیه او ارزشی یک پنی داشت.

she spent a pennyworth on that old book.

او برای آن کتاب قدیمی یک پنی خرج کرد.

it may not seem much, but every pennyworth counts.

شاید زیاد به نظر نرسد، اما هر پنی ارزشش را دارد.

he saved a pennyworth for a rainy day.

او برای روز مبادا یک پنی پس انداز کرد.

there's not a pennyworth of truth in his story.

هیچ حقیقت در داستان او وجود ندارد.

she knows the value of a pennyworth.

او ارزش یک پنی را می‌داند.

we should not waste a pennyworth of resources.

ما نباید یک پنی از منابع را هدر دهیم.

every pennyworth of effort will pay off in the end.

در نهایت، هر تلاش یک پنی نتیجه خواهد داد.

he offered a pennyworth of wisdom.

او یک پنی حکمت ارائه کرد.

don't underestimate a pennyworth of kindness.

یک پنی مهربانی را دست کم نگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید