persister

[ایالات متحده]/pəˈsɪstə/
[بریتانیا]/pərˈsɪstər/

ترجمه

n. لوله نگه‌دارنده سرد

عبارات و ترکیب‌ها

persisters under

Persian_translation

جملات نمونه

as a determined persister, she never let obstacles deter her from achieving her dreams.

به عنوان یک فرد مصمم و پیگیر، او هرگز اجازه نداد که موانع او را از رسیدن به رویاهایش باز دارند.

the persister mentality is what separates successful people from those who give up easily.

ذهنیت پیگیر، چیزی است که افراد موفق را از کسانی که به راحتی دست کشیده و تسلیم می‌شوند، جدا می‌کند.

a true persister views failures as learning opportunities rather than reasons to quit.

یک پیگیر واقعی، شکست‌ها را به عنوان فرصت‌های یادگیری و نه دلایل برای تسلیم شدن می‌بیند.

her reputation as a persister preceded her in the competitive business world.

شهرت او به عنوان یک پیگیر، در دنیای کسب و کار رقابتی پیش از او بود.

the persister spirit of the ancient warriors has inspired countless generations.

روحیه پیگیر جنگجویان باستانی، الهام‌بخش نسل‌های بی‌شماری بوده است.

even as a young persister, he demonstrated remarkable resilience and determination.

حتی در سنین پایین، او به عنوان یک پیگیر جوان، مقاومت و اراده فوق‌العاده‌ای نشان داد.

being a persister means maintaining focus despite numerous distractions and setbacks.

پیگیر بودن به معنای حفظ تمرکز در برابر عوامل حواس‌پرتی و پس‌رفت‌های متعدد است.

the persister attribute of patience enabled him to master complex skills over time.

ویژگی پیگیری و صبر، به او این امکان را داد که در طول زمان مهارت‌های پیچیده را فرا بگیرد.

her role as a persister in the movement inspired others to stand firm in their beliefs.

نقش او به عنوان یک پیگیر در جنبش، الهام‌بخش دیگران برای استقامت در باورهایشان بود.

a persister never accepts defeat as final; they always see possibilities for redemption.

یک پیگیر هرگز شکست را نهایی نمی‌داند؛ آن‌ها همیشه امکانات برای جبران را می‌بینند.

the persister approach to problem-solving involves breaking down challenges into manageable parts.

رویکرد پیگیرانه برای حل مسئله شامل شکستن چالش‌ها به بخش‌های قابل مدیریت است.

his persister attitude earned him respect among colleagues and competitors alike.

حرفه‌ای بودن و پیگیر بودنش باعث شد که همکاران و رقبایش به او احترام بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید