piccys

[ایالات متحده]/ˈpɪkiz/
[بریتانیا]/ˈpɪkiz/

ترجمه

n. جمع piccy؛ نام خاص برای عکس‌ها
abbr. پیکادیلی

عبارات و ترکیب‌ها

take piccys

عکس بگیر

nice piccys

عکس‌های خوب

post piccys

عکس‌ها را پست کن

send piccys

عکس‌ها را ارسال کن

silly piccys

عکس‌های جادویی

cute piccys

عکس‌های زیبای

funny piccys

عکس‌های مضحک

old piccys

عکس‌های قدیمی

more piccys

بیشتر عکس

show piccys

عکس‌ها را نشان بده

جملات نمونه

i took a few piccys of the sunset.

من چند عکس از غروب خورشید گرفتم.

she loves taking silly piccys with her friends.

او دوست دارد با دوستانش عکس‌های جالب بگیرد.

can you send me those piccys from the party?

تو می‌توانی این عکس‌ها را از جشن به من ارسال کنی؟

we grabbed some quick piccys before leaving.

قبل از رفتن ما چند عکس سریع گرفتیم.

he posted some cute piccys of his new puppy.

او چند عکس خوب از سگ جدیدش را منتشر کرد.

let's take a few nice piccys for instagram.

بیایید چند عکس زیبایی برای اینستاگرام بگیریم.

she keeps all her old piccys in a shoebox.

او تمام عکس‌های قدیمی خود را در یک جعبه کفش نگه می‌دارد.

did you see the piccys from their holiday?

آیا عکس‌های از تعطیلات آن‌ها را دیدی؟

my phone is full of random piccys.

موبایل من پر از عکس‌های تصادفی است.

just a few quick piccys to capture the moment.

فقط چند عکس سریع برای ثبت لحظه.

he showed me some piccys of his car.

او به من چند عکس از ماشینش نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید