snaps

[ایالات متحده]/[snæps]/
[بریتانیا]/[snæps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بست سریع با استفاده از قطعات درهم قفل شده؛ یک صدا کوتاه و تند؛ یک عکس که به سرعت در رسانه های اجتماعی ارسال می شود.
v. با استفاده از بست یا بست ها محکم کردن؛ گرفتن و ارسال یک عکس سریع، به ویژه در رسانه های اجتماعی؛ ایجاد یک صدا کوتاه و تند.

عبارات و ترکیب‌ها

snaps back

Persian_translation

quick snaps

Persian_translation

snaps shut

Persian_translation

snapping photos

Persian_translation

snaps open

Persian_translation

he snaps

Persian_translation

snaps together

Persian_translation

snaps loudly

Persian_translation

snaps happen

Persian_translation

snaps away

Persian_translation

جملات نمونه

she snaps photos of everything she sees.

او از همه چیزهایی که می‌بیند عکس می‌گیرد.

the branch snaps under the weight of the snow.

شاخه زیر بار برف می‌شکند.

he snaps back with a sarcastic remark.

او با یک اظهار نظر طعنه‌آمیز پاسخ می‌دهد.

the old lock snaps shut with a satisfying click.

قفل قدیمی با صدای کلیک رضایت‌بخشی بسته می‌شود.

the dog snaps at the mail carrier's heels.

سگ به پاشنه حامل پستی گاز می‌گیرد.

she snaps into a more professional demeanor.

او به رفتاری حرفه‌ای‌تر تغییر می‌کند.

the fabric snaps back into shape after being stretched.

پارچه پس از کشیده شدن به شکل خود باز می‌گردد.

he snaps a picture of the sunset over the ocean.

او از غروب خورشید بر فراز اقیانوس عکس می‌گیرد.

the rope snaps under the strain.

طناب زیر فشار پاره می‌شود.

she snaps out of her daydream and refocuses.

او از خیال‌پردازی خود خارج می‌شود و دوباره متمرکز می‌شود.

the cold air snaps at your skin.

هوای سرد به پوست شما می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید