pilothouses

[ایالات متحده]/ˈpaɪlətˌhaʊs/
[بریتانیا]/ˈpaɪlətˌhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق یا منطقه‌ای که کنترل‌های یک کشتی یا قایق در آن قرار دارد؛ فضایی برای هدایت و ناوبری یک شناور

عبارات و ترکیب‌ها

pilothouse design

طراحی اتاق فرمان

pilothouse view

نمای اتاق فرمان

pilothouse layout

چیدمان اتاق فرمان

pilothouse controls

کنترل‌های اتاق فرمان

pilothouse equipment

تجهیزات اتاق فرمان

pilothouse window

پنجره اتاق فرمان

pilothouse seating

صندلی‌های اتاق فرمان

pilothouse access

دسترسی به اتاق فرمان

pilothouse navigation

ناوبری اتاق فرمان

pilothouse safety

ایمنی اتاق فرمان

جملات نمونه

the captain navigated the ship from the pilothouse.

کاپیتان کشتی را از اتاق فرماندهی هدایت کرد.

the pilothouse offers a panoramic view of the sea.

اتاق فرماندهی منظره پانورامایی از دریا را ارائه می‌دهد.

she spent hours in the pilothouse studying the charts.

او ساعت‌ها در اتاق فرماندهی نقشه‌ها را مطالعه کرد.

the pilothouse is equipped with modern navigation tools.

اتاق فرماندهی مجهز به ابزارهای ناوبری مدرن است.

during the storm, the crew stayed in the pilothouse.

در طول طوفان، خدمه در اتاق فرماندهی ماندند.

the design of the pilothouse is crucial for visibility.

طراحی اتاق فرماندهی برای دید کافی بسیار مهم است.

he installed new electronics in the pilothouse.

او وسایل الکترونیکی جدیدی در اتاق فرماندهی نصب کرد.

the pilothouse was built to withstand harsh weather.

اتاق فرماندهی برای مقاومت در برابر آب و هوای سخت ساخته شده است.

they held a meeting in the pilothouse before departure.

آنها قبل از عزیمت در اتاق فرماندهی جلسه ای برگزار کردند.

from the pilothouse, he could see the entire harbor.

از اتاق فرماندهی، او می‌توانست کل بندر را ببیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید