pinchguts

[ایالات متحده]/pɪntʃɡʌts/
[بریتانیا]/pɪntʃɡʌts/

ترجمه

n. جمع pinchgut؛ نام مکان (Denison Fort، Gut Wrenching Island، Gut Wrenching Fort)

عبارات و ترکیب‌ها

a pinchgut

پرنسیپ گوت

the pinchguts

پرنسیپ گوت‌ها

old pinchgut

پرنسیپ گوت قدیمی

utter pinchguts

کاملاً پرنسیپ گوت‌ها

miserable pinchgut

پرنسیپ گوت ناامیدکننده

regular pinchgut

پرنسیپ گوت معمولی

absolute pinchguts

کاملاً پرنسیپ گوت‌ها

mean pinchgut

پرنسیپ گوت خشن

typical pinchgut

پرنسیپ گوت معمول

stingy pinchgut

پرنسیپ گوت بخل‌کش

جملات نمونه

that old pinchguts refused to tip the waiter.

آن گیشکی قدیمی مایه نمی‌داد.

don't be such a pinchguts; pay your fair share.

چنین گیشکی نباش؛ سهم خودت را پرداخت.

the corporate pinchguts cut the budget again.

گیشکی‌های کارآفرینی دوباره بودجه را کاهش دادند.

everyone knows he is a miserable pinchguts.

همه می‌دانند او یک گیشکی ناامیدکننده است.

living with a pinchguts can be very frustrating.

زندگی کردن با یک گیشکی می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.

only a real pinchguts would reuse those tea bags.

فقط یک گیشکی واقعی می‌تواند آن کیف‌های چای را دوباره استفاده کند.

my boss is a terrible pinchguts regarding bonuses.

سرپرست من در مورد پاداش‌ها یک گیشکی بسیار بد است.

she called her landlord a stingy pinchguts.

او مالک خانه‌اش را یک گیشکی کم‌مایه خواند.

you cannot save money by acting like pinchguts.

شما نمی‌توانید پول بچه‌دارید با اینکه مانند گیشکی رفتار کنید.

the pinchguts complained about the price of apples.

گیشکی درباره قیمت سیب شکایت کرد.

stop being a pinchguts and buy a new coat.

دیگر مانند گیشکی باش و یک کت جدید بخر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید