plunk down
سپرده گذاری کردن
plunk it
آن را سرمایهگذاری کنید
plunk away
سرمایهگذاری کردن
plunk in
سرمایهگذاری کردن
plunk out
سرمایهگذاری کردن
plunk down money
پول سرمایهگذاری کردن
plunk for
سرمایهگذاری کردن برای
plunk on
سرمایهگذاری کردن روی
plunk at
سرمایهگذاری کردن در
plunk together
سرمایهگذاری کردن با هم
he plunked down his bag and sat on the bench.
او کیف خود را روی زمین گذاشت و روی نیمکت نشست.
she plunked her guitar and started playing a song.
او گیتار خود را کوبید و شروع به نواختن یک آهنگ کرد.
the kids plunked into the pool with a big splash.
کودکان با صدای بزرگی در استخر پریدند.
he plunked a coin into the vending machine.
او یک سکه را در دستگاه خودپردازی انداخت.
she plunked down on the couch after a long day.
او بعد از یک روز طولانی روی مبل نشست.
they plunked the old chair in the corner of the room.
آنها صندلی قدیمی را در گوشه اتاق انداختند.
he plunked his phone on the table and sighed.
او تلفن خود را روی میز گذاشت و آهی کشید.
she plunked down her drink and joined the conversation.
او نوشیدنی خود را روی زمین گذاشت و به گفتگو پیوست.
he plunked the book on the shelf carelessly.
او کتاب را به طور بیاحتیاط روی قفسه انداخت.
they plunked their money together to buy a gift.
آنها پول خود را کنار هم گذاشتند تا یک هدیه بخرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید